تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 824

مساهمون:

ص٨٢٤
جسمانيّة الحدوث بوده ونيز روحانيّة البقاء شدن آن بسبب كمال حاصله است ؛ ولذا پس از فوت آدمي ، نفس وروح منفوخ أو داراى يك حقيقت وواحد بوحدت حقّه وعيني گرديده واز مرتبهء جزئي بكلّى وقدسي نائل آمده وديگر با جسم مادّى وطبيعي سنخيّتى ندارد ، تا با حلول در آن ، شخص اخروى را براي رسيدن بثواب يا عقاب آماده كند ؛ از طرف ديگر آنگاه كه روح ونفس متكامل اخروى ، ببدن مادّى متّصل ومتّحد ميگردد ، از دو وجه فارغ نيست ؛ يا جاى پيوستن ايندو - روح وجسم مادّى - در آخرت است ، كه در اينصورت بايد مادّهء ناجنس ؛ در آخرت ويوم المعاد كه فاقد صفات واحكام دنيا بوده وسنخيّتى با آن ندارد ، ظاهر وموجود گردد ودر اين هنگام بدن مادّى بايد با دو خصوصيّت زماني ومكاني ومقتضاى عنصرى پديد آيد ، وبديهي است در اينصورت ، بدن مزبور همان بدن دنيوي است وآن‌جايى كه روح اخروى با بدن دنيوي محشور ميگردد ، فاقد تجرّد اخروى بوده وواجد احكام دنياست واطلاق آخرت وتجرّد بدان حقيقت ندارد ؛ ويا اينكه بلحاظ سنخيّت بدن با روح ، اين پيوند با احكام ولوازم وخصايص اخروى وتجرّد محض وحضور عند اللّه است ؛ كه در اينصورت ، مادّى وعنصرى بودن عود كننده محقّق نخواهد بود ؛ ودر نتيجة معاد جسماني صورت واقعي نمىيابد ، واگر وجه سوّمى متصوّر باشد ، فاقد برهان عقلي ونقلي بوده وبالمآل معاد جسماني بايد با بدن اخروى باشد ؛ امّا آنگونه جسمي كه داراى مادّهء طبيعي وعنصرى نبوده ودر عين جسميّت ؛ منزّه از لوازم زماني ومكاني وصفات دنيوي وطبيعي وآثار آن باشد ، تا حضور عند اللّه چنين روح وبدني در شخص عود كننده غير قابل خدشه بوده وهيچ ايراد واشكالى بر آن مترتّب نگردد ؛ واز طرف ديگر بدن مثالي تكامل يافته ، كه از زمان فوت وجدا شدن از بدن تا يوم القيامة با حركت حبّى وجذبى يا عشقى ، بكمال متصوّر خود نائل آمده وداراى كلّ فعليّات وكمالات بدن دنيوي ، از نطفه وجنين وتولّد ، تا صباوت وشباب وكهولت وشيخوخت ميباشد ؛ تهيّؤ وآمادگى لازم را در يوم الدّين براي قبول واتّحاد با روح ونفس خود را داشته وواجد سنخيّت كامل در پذيرفتن روح ميباشد ؛ در صورتيكه اگر مادّى وطبيعي بوده وبا همين حيثيّت با نفس وروح منفوخ پيوند پذيرد ؛ بسيارى از اشكالات وايرادات عقلي ونقلي بر آن وارد است كه دفع آنها مشكل ويا غيرممكن مىنمايد ؛ واز جملهء آنها اينكه بدن مادّى از حيث مادّى بودن خود ، در يوم المعاد كه مادّى وطبيعي نبوده وحضور عند اللّه وغيرعنصرى