تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
وحدت شخصيّت انساني نميباشد ، وطبق أحاديث نبوي ، در معاد هم جسم متكبّران بصورت ذرّه محشور ميگردد ودندان كفّار وحرام خواران نيز همانند كوه أحد يا أبو قبيس بزرگ است وأهل بهشت ، فرد ومجرّد وجوان وسياه‌چشمند ، واينگونه از تبدّلات قادح وحدت شخصي نبوده وبهمين دليل معاد جسماني مادّى ، ضرورت ديني است .

5 - تحقيق در مفهوم حديث عجب الذّنب :

عجب الذّنب را تمامى دم حيوان گويند كه بفتح وضمّ اوّل نيز ضبط شده وبه استخوان ما بين سرين ونشستگاه عجب يا عصعص نامند كه به أعجاب وعجوب جمع بندند ؛ ودر حديث نبوي ( ص ) آمده است : « كلّ ابن آدم يبلى الّا عجب الذّنب » ودر حقيقت آن در بين أهل اسلام ونظريّات متكلّمان وحكماء وعرفا اختلاف‌نظر بسيار است ، وما در اين مقولة ومبحث به برخى از آنها اشارتى خواهيم داشت . در لغت ، آخرين قسمت از دم جنبندگان را عجب الذّنب دانسته‌اند وناقهء عجباء وبيّنة العجب ، شتر مادّه‌اى را گويند كه داراى سرين بزرگ يا دم كلفتى باشد . برخى از محقّقان عجب الذّنب را أمر يا چيزى ضعيف از بدن تعريف كرده‌اند كه پس از فوت باقي مانده وبعض ديگر آنرا نفس وروح دانند ، وگروهى هم آنرا عقل هيولايى شناسند كه همان نفس ناطقهء انساني است ؛ وحجّة الإسلام ، أبو حامد غزالى بدين نظريّه معتقد گرديده ؛ ولى أبو يزيد وقواقى اين أصل باقي را از بدن فائت ، همان جوهر فرد دانسته است كه موجب تكوين وتشكيل بدن اخروى ميباشد ؛ واز ميان عرفاء شامخ ، شيخ أكبر محيى المعرفة والحكمة والدّين ، ابن عربى آنرا همان أعيان ثابته شناخته است كه در علم الهى بوده وفرقهء ديگر آنرا هيولاى أولى وأزلي دانسته‌اند ؛ وبرخى از متكلّمان قديم عجب الذّنب را جزء أصيل وباقي از بدن مادّى شناسند كه پس از مرگ انسان نه دثور وتبدّلى ميپذيرد ونه از بين ميرود ، وششمين نظريّه خاصّ ميرداماد ، ثالث المعلّمين است كه أمير محمّد عبد الحسيب در كتاب « سدرة المنتهى » از جدّ مادرى خود سيّد المحقّقين ميرداماد نقل كرده است كه طينت باقي واصلى انسان ، يا عجب الذّنب ، عبارت از هيولاى شخصي است كه پس از مرگ داثر وفانى نشده وبعين خود باقي مانده وبا تبدّل وفساد صور متواردهء بر آن ، بنهج استدارى ، هرگز نابود نخواهد شد ؛ ولذا اين مادّهء أصيل يا هيولاى شخصي وعيني ، بسيط استدارى وداراى وحدتي مبهمه وحامل امكان استعدادي است ؛ وهفتمين نظر ، از آن صدر حكماى متألّه ؛ حكيم وفيلسوف