تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 817

مساهمون:

ص٨١٧
زمان نطفه بودن وعلقه ومضقه وجنين وتولّد ودوران كودكى ونوجوانى وبلوغ وكمال وشيخوخت وكهولت تا فرارسيدن مرگ بوده ، وهرچه در ادوار ياد شده ، طاعت وعبادت ويا عصيان وضلالت در نفس خود اندوخته وبصورت هيأت راسخه وملكه نفساني درآورده است ؛ در يوم المعاد وحشر وبعث وقيامت ويوم الدّين نيز با همان صور راسخهء كماليّه ويا نقص حاصل از معاصي وكردار ناپسند وكفر وگمراهى ، عود وبازگشت كرده وبرانگيخته ميگردد ؛ وذرّات بدن مادّى وعناصر وآخشيجان آن ، شأن ومرتبه حضور عند اللّه را طبق كريمهء :
« جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ » *
نخواهند داشت ؛ در صورتيكه مجموعه وكلّ فعليّات وكمالات دنيوي آن در بدن مثالي اخروى ماندگار وباقي ونمايان ميباشد ، ولذا اين فرقه در مسئلهء معاد جسماني قائل بعود موادّ بدن دنيوي وخسايس عناصر طبيعي نبوده ودر اثبات نظريّهء ژرف وعقيدهء حكيمانهء خود به آوردن ادّله وبراهينى پرداخته‌اند كه در همين فصل بتحقيق در آن مبادرت ميكنيم وحجّتهاى هريك از ايندو فرقه را بمنصّهء تحقيق درخواهيم آورد .

4 - ادّلهء قائلان معاد با جسم طبيعي :

بيشترين أهل سنّت ، بويژه اشاعره واز ميان اين فرقه ، قاضى عضد الدّين ايجى ومير سيّد شريف جرجانى بجسمانى بودن معاد عقيدة داشته وفوت را عبارت از تفرقهء اجزاء بدن وتركيب مجدّد آن را در قيامت ميدانند ؛ ولذا معاد از نظر آنان جسماني بوده ومرادشان از جسم هم ، لحاظ عنصرى ومادّى آنست كه در محشر بقدرت خداوندى فرآهم وجمع آمده وبدن دنيوي را عينا تشكيل ميدهند ؛ وبهمين دليل ناگزير قائل به اعادهء معدوم شده ونه‌تنها آنرا برعكس حكماء ؛ ممتنع نميدانند ، بلكه عقيدة دارند كه اعادهء معدوم در معاد مشكلتر از خلق ابتدائي وبدون مادّه ونقشه نيست ، كه ابداع از هيچ بوده است ، ودر عود اجزاء بدن ، حدّاقل اجزائى اگرچه پراكنده موجود ميباشد ؛ در صورتيكه همين اجزاء وصورت يا نقشهء بدن پيش از خلقت آنهم موجود نبوده ، ودر نتيجة اعادهء بدن معدوم باوجود اجزاء وشكل دنيوي آن فاقد هرگونه اشكالى است ، وبالأخره اگر كسى اشكال كند كه عود وبازگشت شيئى ؛ أخصّ از وجود مطلق آنست واز امكان اعمّ ، امكان أخصّ نيز لازم نمىآيد ؛ ونيز از امتناع اخصّ يا اعادهء معدوم هم ، امتناع عدم لازم نخواهد آمد ، وسرانجام وجود شيئى پس از عدم ، ممتنع است وفرقى در بين ذات شيئى مزبور ولوازم آن نميباشد . قاضى ايجى ومير سيّد شريف در پاسخ شبههء مزبور ميگويند : وجود در حدّ ذات خود واحد بوده و