جوهري در « تاج اللّغة وصحاح العربيّة » آورده است : « عاد إليه يعود عودة وعودا ، رجع وقد عاد له ، بعد ما كان أعرض عنه » ودر مورد معاد گويد : « الآخرة معاد الخلق والمعاودة ، الرّجوع إلى الأمر الأوّل » ومعاد در مقابل معاش هم بكار رفته است ، چنانكه در حديث نبوي آمده است : « من لا معاش له لا معاد له » ودر كريمهء قرآني فرمايد :
اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
وكلمهء معاد در آيهء مباركهء
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ
بكار رفته وعود ورجوع بيك معنى آمده است ؛ ودر قرآن حكيم فعل ترجعون نظر به انسان دارد كه جزئي از خلق ميباشد وبراي خلق ، كلمهء عود را بكار برده ودر اينصورت رجوع براي انسان است ؛ وامّا كلمهء معاد در آيهء فوق يعنى وعدهگاه ، وچون رسول أكرم ( ص ) در جحفه كه مكاني است در ميان مكّه ومدينه ، آرزوى بازگشت بمكّه را داشت ؛ كريمهء مزبور :
لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ
براي أو نازل گشت ووعدهء ديدار مكّه بدان وجود أقدس داده شد وبهمين مناسبت معاد در آيهء مزبور بمعنى خاصّ واصطلاحى آخرت نيست ؛ وبمعنى بازگشت وميعاد ووعدهگاه است ؛ واگرچه محشر ويوم القيامة نيز زمان ومكان حشر وقيام مخلوقاتند ؛ ليكن در معنى لغوى با معاد متفاوتند .
2 - تعاريف اصطلاحى معاد :
أبو على سينا - شيخ المشّائين - در كتاب « المبدء والمعاد » آخرين مرتبهء موجودات را در سلسلهء نزول ؛ مادّه يا اسطقس ميداند ، وبرعكس حركت آنرا از موطن خود بسوى مبدء نزول ، عود يا بازگشت بجاى اوّل شناخته ومعاد موجودات ديگر را رسيدن بمرتبهء انسان ومعاد انسانرا عبارت از عود بحقّ وتشبّه بمبادى عقلي تعريف كرده است ؛ وبالمآل مبدء ومعاد موجودات ، حضرت حقّ است ؛ ومتألّه نامبردار ، ملّا صدرا نيز همين نظريّه را پسنديده وعقيدة دارد كه عقول از مبدء حقّانى آمده وبالأخره عائد وراجع بدان هم ميباشد .
امّا حشر وساعت وبعث وآخرت ومعاد ، براي بيان يك حقيقت ميباشند ، اگرچه از ألفاظ مترادفه بوده ومعناى وضعي آنها مختلف است ؛ بجز اينكه حشر شامل جميع موجودات عالم ، حتّى جمادات ميشود واين معنى جامع ؛ دربرگيرندهء عود وجمع آمدن عقول ومفارقات وهويّات محضه وأنوار صرفه ووجودات بحته نيز بوده ؛ ولى تفاوت حشر وعود آنها بنقص وكمال وشدّت وضعف وجودي وتقدّم وتأخّر مراتب ودرجات آنها ميباشد وطبق كريمهء :
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
چنانكه در قوس نزولى ،