تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 802

مساهمون:

ص٨٠٢
نفس الأمرى ، هرگز بپرستش خداوند يكتا نپرداخته وبتعبير بهتر بصدق كريمهء قرآني :
« وَقَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ »
كه در سورهء اسراء نازل است ؛ خداوند فرمايد كه پروردگارت مقرّر داشت ودر علم قضايى خود گذراند كه جز أو را نپرستى ؛ ودر آيهء ديگر پيش از همين سوره فرمايد :
« لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ ، فَتَقْعُدَ مَذْمُوماً مَخْذُولًا »
يعنى : باوجود خداوند يكتا ؛ هيچ‌چيز ديگر ؛ چه حسّى وچه وهمى را بخدايى مگير كه در اينصورت نكوهيده وخوار وبيمقدار خواهى ماند .

تمهيد پنجم :

بدانگونه كه صدر حكماى اسلام وجهان ، ملّا صدرا در كتاب « الشّواهد الرّبوبية » فرمايد ؛ جميع موجودات كائنه ، ومورد ابداع حقّ ، داراى ديانتى فطرى وطاعت وعبادتي جبلّى براي حضرت حقتعالى بوده وبهيچ‌وجه تصوّر هيچ عصيان ونافرمانى در آنها جايز نيست ؛ زيرا أمر الهى محقّق ومشيّت أو نافذ وحكمش در كلّ موجودات عالم ، چه در مرسل وملكوت ، وچه در طبيعي وناسوت ، جارى است وبراي هيچ موجودى امكان تمرّد وسرپيچى از فرمان الهى نبوده وعصيان بدين امر تكويني وقضاء حتمي ناممكن ومحال است ؛ ليكن انسان موجودى فاخر وبرترين همهء آفريدگان امرى وخلقي بوده وغير از شمول در امر محقّق ومشيّت نافذ وحكم متبّع الهى كه در آن بالعموم با جميع موجودات سهيم وشريك ميباشد ؛ بالخصوص هم مشمول امرى تشريعي ومكلّف بانجام دادن فرايض ونوافل واحكامى است كه در جهت تعالى وارتقاء أو بسوى كمال مطلق ، بسيار مفيد ومؤثّر وواجب بوده ؛ واين امر تكليفي وتشريعي در أو بدو قسم طاعت ومعصيت تحقّق مىيابد كه نخستين آن ، يعنى طاعت وعبادت به الهام فرشتگان موكّل بر اوست ؛ وقسم دوّم يا معصيت ، بوسوسهء شياطين وأوهام وهواهاى نفساني است كه اوّلى بمقتضاى اسم الهادي ودوّمين بمقتضاى اسم المضلّ ميباشد ؛ بطوريكه در حديث نبوي : « قلب المؤمن بين إصبعين من أصابع الرّحمان » از ايندو به - الهادي والمضلّ - تعبير شده است ؛ پس اگر انسان بالهام فرشته بدنبال طاعت رفته وراه صوابرا پيمود ، مظهر اسم الهادي است واگر بطريق معصيت رفت ، مظهر اسم المضلّ بوده وطبق كريمهء مذكور ، حصب جهنّم وهيزم دوزخ خواهد بود ؛ وبالنّتيجه انسان وبقول برخى از حكماء ومتكلّمان اسلامى ؛ جنّ هم مشمول تكاليف شرعي بوده وبايد در طول عمر خود ، آنهم در صورت داشتن عقل ورسيدن بسنّ تكليف ، در انجام دادن أمور واحكام تكليفيّهء خود ، نهايت كوشش وغايت