ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالْأَرْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلًا
هيچگونه فعل عبث ولغو وباطلى از حضرت حقّ وفاعل مطلق سر نزده ؛ بلكه خداوند متعال را در هر سكون وحركتي از افعال ، حكمي عجيب واسرارى غريب است كه از حيطهء عقول وأفهام خارج بوده وكنه حقيقت آن بر كسى شناخته نيست وهيچ كسى را بدان احاطه واشراف نميباشد .
پس هر فعلى از افعال صادره را بدايت وغايت وثمرهايست ؛ كه بناچار بايد مصاحبت با قصد اوّل وحضور داشته وايندو نيز بنوبهء خود علمي هستند كه متعلّق بغايت ميباشد ؛ وچهبسا كه فعل در برخى از مراتب ؛ بلحاظ نسبت واضافه ، معروض بحالتى مخصوص ، برحسب أحوال وأوصاف وچگونگىهاى ديگرى باشد كه شخص غيرعارف آنرا به دو فاعل نسبت داده وآن أوصاف را ذاتي فعل داند وحكم بدان را در هر مرتبهاى كه از فاعل صادر گردد واجب پندارد ، وحال اينكه حقيقت امر غير از اين بوده وفاعل حقيقي جميع افعال ؛ كسى بجز حضرت حقّ وفاعل مطلق نيست .
لطيفهء دوّم
- افعال صادره پنج قسم ميباشند كه عبارتند از : ذاتي وارادى وطبيعي وامرى وامرى نيز بر دو قسم است : قسمي از آن با ارادى متّحد بوده ومغايرتى با آن ندارد ، مانند افعال ملائكة وأرواح نوري وقسم ديگر مخالف ارادى است ، ليكن از برخى وجوه ونه جميع آن ؛ مانند تسخير منسوب بخورشيد وماه وبالآخرة افعال طبيعي نيز در تقسيم همانند امرى بوده ودر برخى از صور ، نسبت به بعضي از موجودات ارادى درشمارند ؛ وهر موجودى بيك يا دو ويا چند قسم از افعال ياد شده اختصاص داشته ، ولى انسان جامع از حيث مجموع صورت وروح أو در حيات دنيا افعالى كثير انجام ميدهد وبويژه از حيث روحانيّت وى در حال معراج وبيرون رفتن از عالم مادّه كه داراى افعال وآثاري مختلف ونتايجى بسيار است ، در صورتيكه كاملا علاقهاش از بدن قطع نگرديده واز بعض وجوه مقيّد به احكام اين نشئه عنصريست ؛ ليكن پس از مفارقت كلّى از اين عالم ؛ وورود در نشئه برزخ وحشر وجز اينها ؛ داراى افعال وأحوالي دگرگونه ميباشد كه همهء آنها تابع نشئه عنصرى بوده ونتيجهء آنست وبتوسّط همين نشئه دنيوي ومادّى است كه افعال أو از دنيا به عالم برزخ تعدّى كرده وسپس به آخرت ميگرايد ودر حضرت علوي وعوالم برين ثبات ودوام يافته وحكم آن بهر كيفيّت كه در مزاج عنصرى بوده است ، در مواطن وعوالم مزبور جاودانه مىپايد ودر نتيجة از لوازم وآثار آن جدا نگرديده ومظاهر هيچگاه عارى از حكم طبيعت ظاهر نخواهند