تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦
خود شامل جميع ذرارى اسمائيه ومحيط بر آنهاست . بنابراين ، هر انساني ميتواند با تعرّض بنفحات دهريّهء خود كه در تحت شمول اسم الدّهر واقع بوده وفرّ وبها وكار وكياى آن از اسم ياد شده ميباشد ، مصداق ومظهرى براي ذرارى دهر درشمار آيد ؛ ليكن حقيقت يوم اللّه ، اسم الدّهر است كه مظاهر خلقي آن بگاه تعرّض بنفحات دهر يا مظاهر اسم مزبور در ممكنات ميباشد ؛ والبتّه قدر وارج هر يومى از ايّام نفحات الهى بكمال يا نقص وشدّت يا ضعف وبالأخره بمرتبهء تشكيكى ودرجات متعرّض مربوط بوده ؛ واز همين كمال ونقصان است كه مفهوم قرب وبعد بحضرت حقتعالى مصداق يافته وبا انقضاى يوم در هر ممكنى ، قيامت صغرى در آن حاصل مىآيد ، وحديث : « من مات فقد قامت قيامته » محقّق ميگردد ؛ ودر خاتمه بايد دانست كه يوم اسمى وعنواني هر شخص بر ايّام عمر أو احاطه داشته ونفس آن يوم محيط واصلى شخص ؛ يكى از مظاهر يوم دهري محسوب است ؛ چنانكه « آن » در دقايق ودرجات وساعات وهفته‌ها وماهها وسالهاى عمرش ، چيزى جز ظهور حقيقت حقّه وعنواني يا اسم خداوند متعال نبوده واز همين معنى ميتوان بوحدت حقيقي ومنظور أهل اللّه وأولياء وأنبياء ورسل پىبرد ، وبحقيقت شطحات وسخنان پرعمق وصحيح عارفانى چون منصور حلّاج وأبو يزيد بسطامى وأبو سعيد أبو الخير وشبلى وابن عربى طائى آندلسى وبزرگانى ديگر پىبرد ؛ وبمعناى درست ومفهوم صحيح يوم كشهر ، ويوم كأسبوع ويوم كسنة وغيره دست يافت . يكى از مظاهر ومصاديق دهر را نيز بايد ايّام كرات آسمانى وكواكب وماه وخورشيد دانست كه حقيقت آن ايّام در كره وكوكب يا فلك آنها ظهور دارد ؛ وبرخى از منجّمان مطّلع بر اين حقيقت كه خود از أهل اللّه محسوبند ، با توجّه بگاه زادن شخصي ، واقتران آن ولادت با طلوع كوكبى معيّن ومشخّص ؛ زايچهء اشخاص را تعيين كرده وبا قياس وانطباق يوم ولادت اين شخص با طلوع آن ستاره يا كرهء آسمانى ، بسعد ونحس بودن مولود وطالع أو ميپرداختند وچون اين امر بسيار صعب ومشكل مىنمايد ، بجز برخى از أهل ادراك حقيقي وبقول فردوسى در توصيف جاماسب حكيم « ستاره‌شناسى گرانمايه » هيچ كس را شناخت وعلم واطّلاعى از حقيقت تحصيل زايچهء اشخاص نيست ؛ لذا اين ضرب‌المثل بشيوع پيوست كه « المنجّم كذّاب » در صورتيكه اگر منجّم در تطبيق حقيقت يوم شخصي در زايچهء افراد با كوكب طالع وهمقران آنان موفّق آيد ؛ و