تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 775

مساهمون:

ص٧٧٥
أقرب بودن مرتبه‌اى ديگر تا نيل به امر واحد وجود دارد ؛ ولذا اين كريمه بلحاظى مانند آيهء :
« فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى »
ميباشد كه كلمهء « أدنى » را بهر مصداقى از حيث نزديكتر شدن بحضرت حقتعالى درنظر آوريم ، باز هم بمعناى حقيقي
« أَوْ أَدْنى »
نائل نگرديده‌ايم وامكان أدنى بودن مرتبه‌اى ديگر ، از جهت قرب ونزديك گرديدن بخداوند متعال وجود دارد ، كه در حدّ ادراك هركسى نمىگنجد ، وبقول شاعرى عارف :
خرد مومين قدم ، وين راه تفته * خدا ميداند وآنكس ، كه رفته
بارى ، هرچيزى داراى يومى است كه از آثار واحكام ولوازم وخواصّ مترتّب بر آن حكايت كرده وبيوم عنواني واسمى ناميده شده است ؛ وبتعبير ديگر يوم اسمى بر وجود خاصّ هر شيئى اطلاق گرديده وطبق نظريّهء صدر الدّين قونوى احكام آنوجود را از آن ودقيقه ودرجه وساعت بيان ميكند ؛ ليكن براي يوم تعريفى ديگر نيز وجود دارد وآن عبارت از وجود خاصّى است كه طبق عقيدهء حكماء الهى عارض بر ماهيّت ميگردد ؛ وچون وجود در هر شيئى ممكن از جنس ماهيّت آن تبعيّت ميكند ؛ بهمين لحاظ در جوهر ، جوهر است ودر عرض نيز عرض ؛ واز همين معنى است كه وجود خاصّ هرچيزى بر يوم ذاتي آنچيز دلالت داشته ودر نهايت ، محقّق وعارف را بوجود صرف وصرف الوجود رهنمونى ميكند وچون چنين دلالتى ذاتي است ؛ ولذا يوم يا وجود خاصّ وعارض بر هر ماهيّتى را ذاتي دانند . حكيم متأله آية اللّه العظمى ، آقا سيّد محمّد كاظم عصّار تهرانى ، با استفاده از كتاب « اعجاز البيان » صدر الدّين قونوى ، مثال يوم ذاتي را جوهر مجرّد وبسيط تامّ الحقيقة يا عقل اوّل عنوان كرده است كه داراى وحدتي ظلّى بوده وكريمهء :
« أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ »
شاهد راستين آنست ؛ ويوم اسمى را ، ممكن أشرف وأقرب إلى اللّه وقلم أعلى وصادر اوّل عنوان نموده واسم دهر وديهور وديهار وداهر را بر ذرارى اسمائيّه ، بمنزلهء امّ واصل آنها دانسته است . البتّه هريك از ذريّه‌هاى اسم دهر نيز خود داراى يومى خاصّ بوده كه محاط آن محسوب وحديث : « إنّ للّه في أيّام دهركم نفحات ، ألا فتعرّضوا لها » دليل صدق اين نظريّه بوده ودر مقام تحليل ميتوان دهر را بمنزلهء اسم محيط يا امّ دانست وايّام آنرا ذرارى ومحاط اسم مزبور وتعرّض نفحات را اتّصاف به احكام ولوازم وآثار ، يا تخلّق به أسماء اللّه شناخت ؛ ولذا دهر اسمى كلّى بوده ودر مرتبهء جمعيّت