معنى براي دين از قرآن حكيم نقل كردهاند كه جميع آنها وهريك نيز در كاربرد خاصّى در آيهء مورد تفسير استعمال گرديده ، ولى بايد بدين نكته توجّه داشت كه هيچيك از آنها در معنى متناسب با مالك يا ملك يوم الدين بليغتر از معاني نفاذ حكم ومحاسبه وجزاى اعمال نبوده واز اين قبيل است دين بمعناى ديّان وقاضى ، كه شايستهء حضرت داور بر حقّ در رستاخيز عامّ ميباشد .
حال ، با التفات بدين مقدّمه بايد به اسرار نهفته در يوم الدّين پىبرد ولطائف دقيق آنرا در هردو كلمهء يوم ودين اعلام داشت :
1 - اسرار يوم :
صدر الدّين قونوى مفسّر عرفانى سورهء فاتحه در تفسير خود بنام « اعجاز البيان » در فصلى موسوم به « سرّ اليوم » آورده است كه : بر غيب مطلق الهى هيچگونه حكمي به تعيين وتناهى وتقييد وأمثال اينها جائز نبوده ، وحال اينكه بر ممكنات كه امرى متعيّن وداخل در وجود وظاهر از ذات حقّند ؛ روا بوده ونسبت بهر اسمى از أسماء اللّه ؛ در هر وقت ومرتبه وموطن داراى بدايت وغايتى مقدّر ميباشد ؛ وحقايق كلّى وأسماء الهى حاكم بر وجود ممكنات از حيث احكام ، متناهي بوده ؛ ليكن برخى از آنها بحكم اجمالي واحد ، وبعض ديگر بوجهي كلّى ، امّا نه جزئي تفصيلي ، پايان مىيابد ؛ ونيز از پيش مبيّن گرديد كه وجود انسان ، متعيّن ومتميّز ومتقيّد بتعدادى چند از أمور وصفات است ، كه جدا گرديدن أو از كلّ أمور وصفات مزبور امكان ندارد ؛ ليكن انفكاك از بعض آنها براي وى ممكن است . پس هرچه از غيب ذات حقّ ؛ چه بتجلّى وچه بخطاب وحكم بر أو وارد آيد ؛ برحسب اقتضاء وجود امكاني أو بوده ولذا برنگ حال وحكم مرتبهء وى ، منصبغ ومتعيّن ومتقيّد ميگردد ، والبتّه مبدء ومنشأ حكم الهى نيز از همان تعيّن نخستين حضرت حقتعالى است كه داراى نفوذ واستمرار ميباشد ؛ وچون اين معنى بوضوح پيوست ، ميگوييم : أصل زمان ، اسم « الدّهر » بوده ودهر عبارت از نسبتي معقول ، همانند ساير نسبتهاى الهى وحقايق كلّى است ، كه از امّهات وأصول أسماء خداوندى درشمار آمده واحكام آن برحسب تقديرات مفروض ، در هر عالمي متعيّن شده ودر هر مورد نسبت بأحوال وأعيان ممكنه واحكام آنها ونيز برحسب آثار وأسماء ومظاهر آسمانى وكوكبى ، متعيّن ومتقدّر ميگردد ؛ وچون هر اسمى از أسماء اللّه ، از حيث تقيّد بمرتبهاى معيّن ، از اسمى ديگر ممتاز باحكامى ويژه ومنفرد بدان ؛ با وصف اشتراك اسم مزبور با أسماء در أموري ديگر بجز اسم ممتاز ميباشد ؛ اين