ميخوانده والبتّه در بين ايندو جمع نميكرده وهريك از دو اسم ملك ومالك را بطور جداگانه از ديگرى قرائت ميكرده است ؛ وبديهي است كه از ايندو روايت ، خواندن هريك بطور مستقل وجدا جايز ميباشد ؛ يعنى آنحضرت در بسيارى از نمازهاى خويش ،
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
خوانده ودر بسيارى ديگر ملك يوم الدّين كه اين امر مبيّن صحّت وجواز قرائت هردو ؛ ليكن بنحو جداگانه ميباشد وآنحضرت مبادرت بجمع بين ايندو اسم نكرده است . با دقّت نظر وتأمل وافى در ايندو روايت نيز بايد پذيرفت كه اين آية دوبار بر پيغمبر أكرم نازل شده است ؛ يكبار با اسم مالك وبار ديگر با اسم ملك ؛ واين معنى با مفهوم يكى از أسماء سورهء حمد بنام سبع المثاني هم مغايرت دارد ؛ زيرا در معنى سبع المثاني آمده است كه هر آية در سورهء حمد دوبار نازل شده ويا در هر نماز دو بار بايد سورهء مزبور را با عين آيات آن خواند ، تا نماز صحيح باشد ؛ كه « لا صلاة إلّا بفاتحة الكتاب » ليكن در هر نزول ويا هربار قرائت سوره ، هيچگونه تغييرى در كلمات آن جايز نيست ، ولذا در آيهء مورد بحث ، يكبار قرائت آن با ملك وبار ديگر با مالك از مصاديق بارز تغيير است كه بالمآل مجاز نميباشد ، وبهمين دليل بايد در روايت عيّاشى وابن فرقد با تأمّل بسيار نگريست وبژرفبينى وتحقيق كاملترى پرداخت . سپس بايد متوجّه بود كه اگر در كريمهء مورد تفسير ، اسم مالك نازل شده ، معنى اين اسم در حضرت حقتعالى غير از آدميان است ، وهر جامعيّتى كه در مفهوم آن منظور گردد ، در ذات خداوند تعالى ، بسيار بيش از آن وجود دارد ؛ واگر بصورت ملك نزول يافته ؛ اين مفهوم نيز از جامعيّتى درخور ذات حقتعالى در روز جزا بهرهور است كه از حدّ شناخت آدمي بركنار وبدور بوده ودر اينصورت نميتوان بجمع آندو در قرائت پرداخت ؛ زيرا نماز با خواندن هريك از آنها صحيح است ؛ ودر نتيجة بر فرض صحّت دو روايت منقول بايد معتقد گرديد كه اگر در انزال قرآن نيز هردو اسم ملك ومالك نزول يافته ، بايد در تنزيل هم ، بهمين دو اسم نازل گردد ؛ وبالأخره در صحّت ايندو روايت ونسبت آن بحضرت صادق عليه السّلام ، بايد بتحقيقى دقيق وتأملى وافىتر پرداخت .
« دليل ترجيح مالك بر ملك در سورهء حمد »
با اينكه در مباحث وفصول اين باب ، به آوردن روايات واخبار وبرخى از نظريّات