تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 750

مساهمون:

ص٧٥٠
مرتبه يكى خواهد گرديد ، كه از حيث عقل ونقل مردود وبيوجه است ؛ ثانيا ديگر نميتوان بادّلهء عقلي ، برجحان يكى از ايندو اسم بر ديگرى اعتماد واستناد كرد ، ودر اينصورت بايد راجح عقلي را با مرجوح آن در يك شمار دانست ، كه اين نيز از جميع جهات مردود ونامقبول ميباشد ؛ وديگر باقي نخواهد ماند ؛ مگر عدم انزال يكى از دو اسم ملك يا مالك ؛ در مرتبهء جمعى وجملي ؛ كه بايد با استشهاد به آيات قرآني وكاربرد هريك در معنايى خاصّ وسنجيدن آن معنا ، با
« يَوْمِ الدِّينِ »
ودرنظر داشتن تناسب وتوافق آنها ، سرانجام به نتيجه‌اى قطعي وجازم رسيد ، كه آيا در كريمهء مورد نظر ، اسم مالك صحيح است ؛ يا ملك ، وبالآخرة در صلاة يوميّه بايد
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
را قرائت نمود ، يا ملك يوم الدين ويا بملاحظهء احتياط وقصد قربت بحقيقت هردو معنى فاخر آنها ، بتلفّظ هردو اسم مبادرت كرد . نكتهء سزاوار بيان اينست كه اگر مالك يا ملك را در مرتبهء انزال قرآن بحقيقت جمعيّهء أحمديّه ( ص ) نازل دانيم ، لزوما يكى ديگر از دو اسم مزبور را نميتوان در همين مرتبه نازل فرض كرد ، وحتما بايد آن يك را در مرتبهء فرق وتفصيل وتنزيل ، بواسطهء امين وحى يا جبرئيل عليه السّلام نازل بر قلب محمّدى ( ص ) دانست ؛ وبا اعتقاد بدين معنى ، اگر فرضا در مرتبهء جمعى وانزال ، اسم مالك نازل شده باشد ؛ وجبرئيل آنرا از حقيقت أخفائى احمدى ( ص ) عينا در مرتبهء تنزيل وتفصيل نقل كند ، بدليل تسميه وتوصيف جبرئيل بوصف امانت واسم امين ، ديگر امكان تغيير مالك بملك ويا برعكس آن وجود نداشته وجبرئيل ملزم به آوردن عين اسمى بر قلب محمّدى ( ص ) است كه از پيش ودر مرتبهء جمعى وجملي نازل گرديده وبهمين دليل تغيير در يكى از دو اسم مزبور ، از مقام جمعى بفرقى ، مقبول عقل ونقل نبوده واز حكماء راسخ وعرفاى شامخ كسى بدان معتقد نبوده وحتّى تفوّه بدان نيز نكرده است ، كه اگر كرده بودند ، اين تفوّه موجب سقوط آنان از مراتب عقل ومعرفت ميشد ؛ ولذا با توجّه بدين معنى بايد درپى راه حلّى ديگر رفت وبالأخره قطعا بيكى از دو اسم مالك وملك از نظر صحّت در نزول دست يافت .