من يملك السّياسة » وبالأخره ملك از مالك بوجوهى از ادلّه موجّهتر ميباشد ؛ وملك بفتح ميم ولام ؛ متولّى چيزى از سياسات الهى است كه بمدبّرات أمر معروفند ؛ مانند عزرائيل كه بقبض أرواح وميكائيل كه برساندن رزق مخلوقات وجبرائيل كه آورندهء وحى بر أنبياء ورسل بوده ، وإسرافيل كه بنفخ صور وبسط أرواح پرداخته وملائكهء شيفته يا مهيّمين وكرّوبيان وبجز اينها ، كه هريك متولّى ومدبّر ومأمور به امرى خاصّ بوده وبتعبير بهتر موكّلان حضرت حقّند .
البتّه ادّلهء ديگرى نيز در ترجيح ملك بر مالك از ناحيهء برخى از فضلاء بيان شده كه به آوردن بعضي از آنها مبادرت ميشود : 1 - مالك وصفى « 1 » است كه آنرا بطور اطلاق ذكر ننمودهاند ، وهميشه بچيزى ديگر اضافه ميگردد ؛ مانند مالك خانه وغيره ، امّا ملك را بطور مطلق آوردهاند وحاجتي به اضافه ندارد ؛ وبهمين مناسبت ملك را بليغتر از مالك دانند . 2 - تصرّف ملك هم در أمور است وهم در اشخاص ؛ ولى تصرّف مالك جز در مملوك خود ، در چيز ديگر نيست . 3 - هر مالكي ملك نيست ، امّا هر ملكي ميتواند مالك باشد يا نباشد . 4 - هركسى ميتواند مالك مملوكى اعمّ از خانه وباغ يا عبد وبرده باشد ؛ در صورتيكه هركسى را امكان ملك شدن نخواهد بود . 5 - ملك صاحب خزينه است ومالك بجز ملك يا دفينهء خود ، داراى ثروتى عظيم نيست تا بتواند همهء رعيّت را بىنياز كند . 6 - ملك صفت مشبّهه بوده ودلالت بر ثبوت چيزى ندارد ؛ در صورتيكه مالك اسم فاعل بوده وجز بر حدوث دلالتى ديگر نداشته والبتّه ملك بر خداوند متعال أرجح از مالك است ؛ زيرا صفت مشبّهه بر حضرت حقّ صحيحتر از صفت يا امر حدوثى ميباشد . 7 - اينكه انسان بر حيوانات تفوّق وشرافت ذاتي دارد وبهمين دليل در سورهء ناس ، كريمهء
« مَلِكِ النَّاسِ »
نازل است ، واگر مالك أرجح واشرف بود ، كريمهء مزبور بصورت مالك الناس نازل ميشد .
بارى ، ملك در قرآن بر سه وجه ومعنى آمده است : 1 - بمعنى قادر كه در آيهء نازله فرمايد :
« لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَلا ضَرًّا »
يعنى : « لا يقدرون » 2 - بمعنى غنىّ ، مانند كريمهء :
« وَجَعَلَكُمْ مُلُوكاً »
يعنى خداوند آنانرا أغنياء قرار ميداد . 3 - بمعنى حاكم ، مانند آيهء :
« امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ »
وعلاوة بر موارد مزبور ، ملك داراى دو صفت است : يكى استغناء از
هامش
( 1 ) - تفسير ملّا حسين واعظ كاشفي سبزوارى موسوم بجواهر التّفسير ، تصحيح دكتر جواد عبّاسى ، از انتشارات ميراث مكتوب .