فصل دوّم ادلّهء عقلي ونقلي در صفات فعل بودن رحمن ورحيم پس از حمدله
مقدّمه :
چون رحمان خليفة الأسماء بوده وبتعبير ديگر هر اسمى در مظهر ومجلاى خود ربّى مختصّ بدان است ؛ جميع أسماء نيز در اسم جامع اللّه فراهمند ولذا رحمان تالي اسم اللّه ميباشد ودر نتيجة اسم رحمان ، ربّ الأسماء ويا ربّ الأرباب بوده وجميع مربوبين هر اسمى در تحت حكم اسم الرّحمن واقع است . پس با توجّه بدينكه اسم ومسمّى عين يكديگرند واللّه جامع كلّ مراتب وجود وموجودات ميباشد ؛ رحمان هم كه تالي تلو اللّه بوده ودر دلالت بر وجود ، خليفهء آن ميباشد ؛ واز سوى ديگر اسم رحيم نيز اختصاص بتفصيل حكم وجود واظهار تعيّنات در كلّ موجودات را واجد است ؛ ميتوان بعبارتي ديگر رحيم را مندرج در رحمان دانست ؛ بالمآل هم از وجهي أصل وجود وحقيقت آن در ظهور از شؤون اسم رحمان است وهم از وجه ديگر ، كه عبارت از اختصاص هر اسمى در حكومت وظهور ميباشد ، رحمان ميتواند بجاى هر اسمى از أسماء اللّه كه ربّ مربوبين خود است ، تجلّى كرده وبدانگونه كه ربّ الأسماء يا ربّ الأرباب ميباشد ؛ بجاى آنها هم در مظاهر ومجالي هريك ظهور نموده ودر جميع مراتب وجود وتفصيلات احكام أسماء واقع گردد وجمعا وفردا در اجراء رياست فائقه وعاليهء خود تجلّى كند وبصدق كريمه وآيهء وافى هدايهء :
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ ، أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا ، فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
چه اللّه وچه رحمن هريك را بخوانيم وبرگزينيم ، از وجهي عين ديگرى بوده واز وجه ديگر كه همان خليفه ومستخلف عنه باشد ، غير از آن است ؛ ليكن هرگونه رياستى كه اللّه بر باقي أسماء خود دارد ، همانرا برحمن نيز داده
و