مضاف اليه خود برخوردار خواهند بود ؛ وهرگز داراى معنايى تكرارى نميباشند ؛ چنانكه هيچ دو آيهء همانندى در كلام اللّه تكرارپذير نبوده وهريك در محلّ نزول خود بمعنايى خاصّ همان محلّ بكار رفته است ؛ ولذا رحمان ورحيم در بسملة وحمدله يكى نبوده وحتّى بمنظور مبالغه وتأكيد هم استعمال نشدهاند ؛ چنانكه هيچ كلمهء تكويني در كتاب وجود هم تكرار نشده وهمچنين در كتاب تدوينى هم تكرار نخواهد شد ، وبرخى عقيدة دارند كه اسم رحمان ورحيم در بسملة صفت اللّه بوده ، وبدين معنى است كه آغاز ميكنم بنام خداوند رحمان ورحيم ؛ وبا اين معنى ايندو صفت ذاتند وصفات ذاتي حقّ عين ذات محسوبند ، ولذا رحمان خليفة الأسماء بوده وپس از اسم جامع اللّه ، نسبت به أسماء ديگر از اطلاق وكلّيت بيشترى بهرهمند ميباشد ، ودر كريمهء :
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ ، أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ ، أَيًّا ما تَدْعُوا ، فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
دلالت بر آن دارد ؛ وبالمآل رحمان ورحيم پس از حمدله ، از تعيّنات وشؤون اسم ربّند ؛ در صورتيكه در بسملة از قلمرو ، وسلطنتى بسيار نافذ وشاملتر برخوردار بوده ونسبت ايندو كاربرد در بسملة وحمدله ، از اهميّت وكمال ووجههء وجودي ومظهريّت متفاوت دو اسم اللّه وربّ بهرهمند ميباشند ، ودر نتيجة بهمان اندازه كه رحمت رحماني از حيث سريان وتقوّم وجودي كلّ ممكنات در بسملة اهميّت دارد ؛ در مقام تعيّن ربّ كه اسمى از أسماء اللّه محسوب است ، از خصيصهء تعيّن وشأن همين اسم برخوردار بوده وبدين دليل با أسماء ديگر الهى نيز از همان قلمرو سلطنت وتعيّن اسم مذكور بهرهمند ميباشد وفىالمثل در كريمهء :
« أَنَّ اللَّهَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ »
ويا
« التَّوَّابُ الرَّحِيمُ » *
ويا
« غَفُورٌ رَحِيمٌ » *
ويا
« هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ » *
وغيره ، داراى تعيّن ويژهء هريك از أسماء مزبور ميباشد ؛ ونيز در كريمهء
« عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ »
وآياتي از اين قبيل در قرآن حكيم ؛ همگى دلالت بر تفاوت معاني هريك از كاربرد دو اسم ياد شده داشته وهرگز داراى معنايى واحد ومكرّر نميباشند ؛ پس تبعيّت هريك از ايندو اسم از أسامي متبوع خود ، امرى مسلّم ويقيني است .