تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
مبالغه » ولذا ذكر ثاني آية ، استحقاق عبادت حقّ را ايجاب نميكند ؛ امّا خلل در وجه دوّم يا أوصاف موجب استحقاق حمد وشكر بر نعمت نيز قابل خدشه بوده وبدو طريق مخدوش بنظر ميرسد : يكى اينكه قبلا بايد از خارج ثابت شده باشد ؛ صفاتى كه مقتضى استحقاق عبادت است ، عين همان صفاتى ميباشد كه موجب استحقاق حمد وشكر است واين مقدّمهء قبلي در خارج از مبحث معلوم ومبرهن نيست . ديگر اينكه استحقاق عبادت ، ذاتي حضرت حقّ ميباشد ؛ اعمّ از اينكه احسان كند يا خلاف آنرا بنمايد ؛ برخلاف حمد وشكر كه مولود احسان وانعامند وبدون ايندو موجود نگردند ؛ مگر بمقرّبان وأوحدىّ از بندگان بزرگ وموحّد أو كه قبلهء حمد آنان تنها احسان وإنعام نيست وحضرت حقّ را بالذّات مصدر حمد ميدانند . بنابراين ، ذكر رحمان ورحيم از نظر اين حكيم وفيلسوف عظيم - عصّار تهرانى ، لواسانى أصل - پس از حمد
رَبِّ الْعالَمِينَ
لازم وحتمي است ، در صورتيكه طبق نظر ملّا صدرا عليه الرّحمة ؛ استحقاق عبادت الهى ذاتي أو نبوده ومشعر بر دو صفت احسان وانعام است ودر نتيجة عرضى محسوبست ؛ وبعبارت ديگر اينكه ذات حقتعالى بواسطهء احسان وانعام ؛ مستحقّ معبود بودن است ؛ برحسب قواعد بلاغت مردود ميباشد . سپس آية اللّه عظيم الشأن عصّار تهرانى ، آوردن
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
را تكرار دانسته ، وعلّت آنرا در دو امر بيان ميكند كه بطور خلاصه چنين است : 1 - كلّيهء وجود وكمالات وجودي هرچيزى از ابتداء تا انتهاء ، واعمّ از كمالات اوّليه وثانويّه از حضرات أسماء رحمن ورحيم بوده ، وهر أمر يا چيزى بوسيلهء ايندو صفت بوجود وكمالات خود ميرسد ، ولذا تكرار آن اشاره بدين معنى است كه حمد مولود انعام واحسان بوده وايندو نيز بنوبهء خود موجد حمد وشكر واز توابع دو اسم مزبور ميباشند ؛ زيرا رحمت حقّ بر غضب أو سابق است ووجود عالم وكلّ هستى منوط بدان بوده واگر ايندو اسم نبود ، وجود وكمالات آن معنى نداشت . پس اسم رحمن تالي اللّه بوده ودر حيطه وسعة واحتواء بر جميع أسماء وصفات همانند آنست . 2 - دو اسم رحمان ورحيم در بسملة صفت اللّه محسوبند ؛ در صورتيكه در سورهء حمد ، صفت ذات ميباشند ؛ بدين معنى كه رحمت رحماني ورحيمى هم براي ذات است وهم اسم ودر سورهء الرّحمن ، آيهء :
تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ
بدين نظر اشاره شده است ، زيرا ربّ در اين كريمه داراى دو صفت جلال واكرام ميباشد ، واز