حضرت حقّ صادر گرديده وبظهور در دو اسم رحمان ورحيم بكل أكوان وموجودات تسرّى يافته وبالمآل هم جميع آنها عائد بحضرت حقّ خواهند شد وبعبارت ديگر جميع حضرات ظهور وبطون وجمع ، كه برحمتهاى ظاهري وباطني وجمعى موسومند ، در موطن غيب ذات الهى فراهمند .
امّا كرائم قرآني نازل در موارد ذاتي وصفت فعل بودن دو اسم رحمن ورحيم ، عبارتند از :
« وَإِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ »
كه رحمت رحمان ورحيم دو صفت ذاتي براي اله ميباشند ؛ وهمچنين است آيهء مباركهء :
« إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَبُكِيًّا »
زيرا رحمن در اين كريمه ، جانشين اسم اللّه بوده ، بويژه كه خرّوا وسجّدا مؤيد اين معنى است ؛ ونيز در آيهء :
« وَما يَنْبَغِي لِلرَّحْمنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً »
كه اتّخاذ ولد طبق كريمهء نازله در سورهء توحيد
« لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ »
براي اللّه است كه خليفه وتالي آن رحمن ميباشد ؛ ونسبت ولد برحمن عين همين نسبت به اللّه بوده ودر آيهء ديگر نيز همين مورد آمده :
وَقالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً
-
أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً
مؤيّد ذاتي بودن صفت رحمت رحماني براي حضرت حقتعالى است ؛ ونيز كريمهء :
يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ
و
« إِذا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ »
و
« مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ »
و
« عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ »
و
« ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ »
وآياتي ديگر كه همهء آنها دلالت بر ذاتي بودن صفت رحمت رحماني ورحيمى براي خداوند يكتا دارند وچون نحوهء كاربرد اسم رحمن ورحيم در آن آيات بوضوح وافى وظهور كافى دلالت بر ذاتي بودن اين اسم براي اللّه - جلّ جلاله - دارد ؛ بنابراين ، از توضيح بيشتر هريك بلحاظ اختصار در كلام خوددارى شد .
امّا مواردى ديگر از آيات قرآني وكرائم الهى يافت ميشود كه دلالت بيّن وكامل بر صفت فعل بودن رحمت در دو اسم رحمن ورحيم دارند ، كه برحسب ايجاز واز باب ايجاد اطمينان بتعدّد آيات مزبور ، به برخى از آنها استشهاد ميگردد ، از جمله :
« يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا »
كه شيطان مظهر اسم المضلّ در انسان بوده ورحمن بمعنى صفت فعل ، موجب هدايت در آدمي است ؛ وبهمين دليل كه إبليس يا أب الشّياطين گفت :
« فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ »
فعل غوايت وإضلال منسوب بدو بوده ورحمن بصفت فعل هدايت در مقابل آنست ؛ ودر كريمهء ديگر :
« قُلْ مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا »
كه مؤيّد آيهء فوق در فعل ضلالت براي مضلّ وهدايت