تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
حمد وحامد ومحمود حاضر باشد ، ثمرهء حمد أو حضرت حقتعالى است ، زيرا براي صاحب اين حمد ، اهتمامى متعلّق بعالم تكوين وغير حقّ نبوده ودرعين‌حال مقيّد بمرتبه وصفت واسمى هم نميباشد . امّا حمد وثناى هر حامدى از ممكنات ومخلوقات برحسب وجود وكمالات أو متناهي ومحدود بوده ، وبديهي است كه حمد تفصيلي حضرت حقتعالى با متناهي بودن حامدان تناسبى ندارد ؛ ولذا شناخت متناهي هم از نامتناهى ، معرفتي كامل نبوده وبهمين ملاحظه حمد آنان نيز ناقص وبالنّتيجه اجمالي است ؛ وبايد حمد حقيقي وشايسته يا تفصيلي را بخداوند يكتا واگذار كرد ، زيرا حقيقت حمد وثناء ووجود وكمالات وآلاء واحسان ونعم أو را كسى بجز حضرت حقّ نميشناسد ، وحقّ حمد وثناى تفصيلي أو را هم هيچ‌كس بجز ذات أو بجا نمىآورد ؛ مگر كاملان از امّت محمّدى وأوصياء رسول أكرم ، كه آنان بيش از همهء مخلوق بدين حقيقت واقفند وزبان حال آنها اين رباعي است :
چشمى دارم ، همه پر از صورت دوست * با ديده مرا خوش است ؛ تا دوست در اوست
از ديده ودوست ، فرق كردن نه نكوست * يا اوست بجاى ديده ، يا ديده خود اوست
در خاتمهء تفسير الحمد للّه بايد دانست كه رسول خاتم فرمود : « ما من شيئى أحب إلى اللّه من الحمد » ونيز فرمود كه هيچ بنده‌اى الحمد للّه نگفت ؛ مگر اينكه خداوند ذو الجلال در پاسخ أو فرمود : « صدق عبدي ، منّى بدأ الحمد والىّ يعود » وبرخى از مفسّران گويند : الحمد للّه ثناء بر خداست از حيث افعال جميل وبخشش جزيل وصفات وأسماء أو ، ومدح حقتعالى يعنى ثناء خداوند كريم از لحاظ صفات عليا وأسماء حسناى أو ، وشكرش عبارتست از ثناء بر أو از حيث انعام واحسان بر خلق ؛ ولذا حمد جاى مدح را خواهد گرفت ، ولى مدح هرگز در مقام حمد قرار نميگيرد وبالأخره حمد برتر از شكر است ؛ زيرا حمد هم در آغاز بكار ميرود وهم در فرجام ، وحال اينكه شكر بجز در مكافات وقدردانى از نعمت واحسان ، مورد كاربردى ندارد ؛ وبدين ملاحظه هرچه در مدح وشكر استعمال گردد ، در حمد فرآهم است وعكس آن درست نمىنمايد ؛ بنابراين ، حمد ستايش خداوند وثنا گفتن بر أو وتعظيم مرتبه ومقام وى بنام اللّه وتالي