تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
انسان هم مانند هر مخلوق وموجود ديگر عين ثابت يا وجود علمي اوست ؛ كه از آن به نسبت معلوم بودن براي حضرت حقّ وتميّز أزلي أو برحسب مرتبهء وى وعلم پروردگارش بدو تعبير ميگردد ، وأحوال اين حقيقت - انساني - چيزيست كه دگرگونى وإضافات وأوصاف بدان اعمّ از صور ونشئآت وتطوّرات وأموري ديگر براي وى حاصل آمده ودر وجود عيني أو كه مستفادّ از معلوميّت آن در حضرت حقّ ميباشد ، پديدار گرديده ومرتبهء انسان نيز عبارت از عبوديّت ومألوه بودن اوست ؛ زيرا مرتبهء آدمي در نزد حقتعالى بدين دو ، يعنى عبوديّت ومألوه بودنش شناخته ميگردد . بارى ، صدر الدّين قونوى ، ثناى تفصيلي حقّ را در اين ميداند كه فرد بفرد ويكايك حقايق واجزاى جوهري وعرضى انسان وعالم ، بر اسم وصفت الهى كه در أو ظاهر وناظر است ، بزبان ذات وحال ومرتبه وحكم ، حمد وثناء گفته ومتعلّق ثناء وحمد بلحاظ اجمال همان مرتبهء ذاتي حقتعالى است كه أحديت جمعى بوده وبر جميع أسماء وصفات وعوالم وحضرات ونسبتها وإضافات احاطه دارد ، وحكم اين نسبت جامعه در هر قسم از اقسام ياد شده - از حيث نسبت ذات واسم وصفت وفعل ومرتبهء تكوين - ظاهر آمده ، واز اين حكم جمعى أحدى در مقام حمد به « حمد الحمد » تعبير كرده است . پس براي حضرت حقتعالى در هر مرتبه ومقامي ، اسمى برحسب آن مرتبه بوده وموجب اين حمد ؛ نعمت ذاتي بزرگ اوست كه موجب وجود أشياء وبقاء وظهور احكام حقائق أسماء وصفات وآثار آنها بوده وبه انسان وعالم وآنچه ايندو مشتمل برآنند واصل ميگردد ، ووصول نعمتي بدينگونه ، يكبار از جهت أسماء وصفات ومراتب حقّ است ، وبار ديگر از حيث اقتضاء حكمت عادلهء أو ؛ وحكم مرتبهء كامل مقتضى حمد وشكري جامع ميباشد كه از حيث وصف وحداني خود ، تمامى اقسام حمد وثناء را دربر گرفته واز حيث عظمت بر هردو حمد كاملان بر حضرت باريتعالى وحمد حضرت حقّ بر نفس خود ، بنحو جامع دو مرتبهء الهى وكونيّات ومختصّات هريك فراتر باشد ؛ ونيز چون جميع موجودات ، كلمات تكويني الهى ميباشند ؛ پس حمد وثناء آنان بر حضرت حقّ ، عين استفادهء آنها از حيث وجود وكمالات وجودي از حقّ است كه در مراياى أعيان آنها از تجلّى الهى منطبع ميباشد . بنابراين ، يكبار ، حضرت حقّ حامد وثناخوان نفس خويش از زبان مراتب خلق خود است ؛ وبار ديگر ، وجودات كامله بحمد پروردگار خود ميپردازند ، ودر اينصورت در حالتي واحد ، دو حمد تحقّق يافته وبقول قونوى :