حمدگزار باظهار آنچه در آن بحمد پرداخته ؛ ودرعينحال حمد ، تنبيهي است بر شناخت شيئى مورد حمد ، از آن وجه كه شيئى مزبور حامد را بر حمد برانگيخته وموجب اظهار آن گرديده است ؛ وبالآخرة حمد عبارت از شناخت كمال چيزى است كه بدان آغاز نموده وبحصول مطلوب حامد پيوسته ؛ آنگاه قونوى افزوده است كه آغاز حمد وافتتاح بدان خاصّ غيب بوده وآخر آن ويژهء شهادت است كه اقتضاء حمد ميباشد ، اگرچه همين شهادت نيز بغيب منتهى ميگردد ، ومراد آنعارف باللّه اينست كه حمد در سورهء مزبور خاصّ غيب الهى است ونخستين حامد حقيقي ذات حقتعالى بنفس خود ميباشد ، وفرجام آن مختصّ عالم شهادت است كه مقتضى وجود حامد غير الهى بوده ، ولذا اگرچه حمد موجودات حاضر ، بذات خداوند از عالم شهود شروع ميشود ، ليكن آن حمد بغيب ذات حضرت حقتعالى منتهى ميگردد ؛ زيرا هر حمدى از هر حامدى صادر گردد وبهر محمودى تعلّق گيرد ، شروعا ونهايتا خاصّ حضرت حقّ بوده وبدو منتهى ميگردد ؛ وامّا حقيقت پنهان وجامع بين ايندو حمد ، غيبى الهى وشهودي حضوري كه منتهى بغيب ميگردد ، راجع بمقام حقّانى است كه نسبت أطراف ومحامد بدو متساوي بوده وآن حمدى كه داراى شمول واحاطه ميباشد ؛ اختصاص بحمد الهى داشته وگوياى « الحمد على كلّ حال » است كه در زبان حمدگزار محمّدى ( ص ) جريان دارد . سپس بايد دانستكه هر خبر دهنده ومعرّفى در حال خبر دادن وتعريف بزبان ثنا از محمود وسپاسگزاردهء خود بر نفس خويش حاكم بوده ومحمود ومورد ثناء خود را ميشناسد وگرنه حمد وثناء أو فاقد حقيقت خواهد بود ؛ وآنگاه كه اين معنى مقرّر گرديد ، ميگوييم : حمد از حيث كلّى ومطلق بودن ، نه زبانى را داراست ونه حكمي از آن ظاهر ميگردد ونه چيزى بدان اضافه ميشود ؛ والبتّه شأن جميع أسماء وصفات وحقائق مجرّدهء كلّى همچنين بوده وهرچه بر سبيل اختصاص واشتراك نسبى بحقّ وخلق منسوب گردد از همين حكم برخوردار است ؛ وحمد نيز ثناء بوده وهر ثناء وحمدى از هر ثناگر وحمدگزارى كه صادر شود وبهر محمود ومورد ثنائى تعلّق گيرد ، گونهايست از تعريف ، وتعريف از هر حامد ومثنى ، يا بذات ثناگر بوده ويا بأحوال ويا بمرتبه ويا به احكام آن ، وبالأخره يا بمجموع موارد مذكور ؛ وچون اين معنى در انسان كه نمونهء كامل مخلوقات است شناخته آمد ، كلّيت دادن آن در موجودات برحسب نسبت هريك از آنها نيز شناخته گرديده وپس از ذكر اين امر بايد متوجّه بود كه حقيقت
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 715
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٧١٥