فصل دهم اضافه ونسبت حمد ، بربّ العالمين
چون اللّه مظهر حقائق غيبى ذات واجبالوجود بوده واسم جامع حضرت حقتعالى است ؛ بنابراين ، هركس خدا را بيكى از أسماء مناسب با درخواست خود بخواند ، در ضمن اينكه خداوند متعال در تحت ظهور وقلمرو حكم آن اسم بر أو پاسخ ميدهد ؛ بسبب اينكه مآل جميع أسماء ، بذات حقّ ودر شمول اسم اللّه است ، ذات حقّ بخواهان مزبور ، با اسم اللّه نيز جوابگو ميباشد ؛ زيرا كلّ أسماء راجع باسم جامع اللّه بوده وبقول ضربالمثل معروف ، « همهء راهها برم منتهى ميگردند » . پس اگر گمراهى ، خدا را با اسم القادر بخواند ومنظور أو هدايت خود باشد ويا با همين مراد ، حقّ را بنامهاى سميع وبصير ياد كند ، ذات بىمثل وبىزوال خداوند ، أو را رهنمونى كرده وبمقصودش نائل مينمايد ؛ زيرا ظهور هر اسمى از أسماء اللّه ، يعنى اعتبار كلّ ذات أو بلحاظ صفتي از صفاتش ؛ ولذا ذات حقّ باعتبار صفت سمع ، سميع وباعتبار بصرش ، بصير وباعتبار علم وى عليم است ؛ ليكن اسم بصير حقّ در عين بصير بمعناى خاصّ خود بودن ؛ سميع وعليم وقادر ومريد نيز بوده وهمچنين جميع أسماء ديگر هم در آن ملحوظ ومعتبر است ؛ زيرا همهء ذات حقّ در هر صفت واسمى مورد نظر باشد ودر نتيجة هركس براي هر منظور ومرادي ، حضرت حقتعالى را باسمي متناسب با مفهوم خواستهاش بخواند ، ويا باسمي ديگر ونامتناسب با مقصود وخواستهء خود ياد كند ، حضرت حقّ اوّلا با آن اسم متناسب وثانيا با اسم نامتناسب وثالثا با اسم جامع كلّ أسماء ، يعنى اللّه بخواهندهء داعى يا حامد ومثنى پاسخ گفته وأو را بمفادّ ومطلوب وموضوع خواستهاش ميرساند ؛