وثناء الهى مبادرت كرده باشد ؛ وبديهي است كه چنين حمدى اجمالي بوده وتفصيلي آن از عهدهء كسى برنمىآيد ؛ زيرا چنانكه گفته آمد ، علم ومعرفت انسان كفايت شناخت جميع نعم وفضل خداوندى را نميكند ، تا در عمل بتواند ثناء وحمد تفصيلي أو را بجا آورد ؛ وبهمين ملاحظه هيچ مخلوقى از برآوردن حقّ حمد برنخواهد آمد ، بجز ذات لا يزال وبىزوال الهى ؛ ونكتهء قابل اهميّت اينستكه : اگرچه حمد وثناء آدميان ، بر حقگزارى وسپاس از نعمتهاى لا يتناهى خداوندى كافى ووافى نيست ؛ امّا آدمي بهمين مقدار حمد وثناء ناچيز هم از جانب ائمّهء معصومين - سلام اللّه عليهم أجمعين - سفارش مؤكّد شده است ؛ چنانكه از طريق أبو الحسن أنبارى از حضرت أبى عبد اللّه عليه السّلام روايت شده كه رسول أكرم ( ص ) هر روز سيصد وشصت بار خداوند متعال را حمد ميكرد وميگفت : « الحمد للّه ربّ العالمين كثيرا ، على كلّ حال » ودر حديث ديگرى روايت شده است كه علاوهبر سيصد وشصت بار الحمد للّه گفتن در روز ، همين تعداد را هر شب نيز تكرار مىنمود ؛ ونيز از حسين بن يزيد نوفلى وأو هم از أبى زياد سكونى ووى نيز از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرده است كه آنحضرت فرمود :
هرگاه نعمتي بر رسول خدا ( ص ) ظاهر ميشد ؛ بتعداد بسيارى بذكر الحمد للّه ميپرداخت ، وروايات واخبارى بسيار در كتب أصول كافى ووسائل الشّيعه ومحاسن برقى وامالى شيخ طوسي وبحار الأنوار مجلسي ، منقول است كه آوردن آنها در اين مختصر موجب اسهاب وتطويل گرديده وخوانندهء محقّق را بر جوع بدين مراجع سفارش مىكنم .
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 700
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٧٠٠