امّا اسم اللّه وأحد كه ناظر بر الوهيّت وأحديّت حقّهء خداوندى است ، در تفسير بسملة ودر متن كتاب آمده ودر اين مقال از تكرار آنها خوددارى ميشود وخواننده ميتواند ايندو مبحث را در آغاز تفسير ، مورد مطالعهء خود قرار دهد .
بخش دوّم - در تفسير لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
:
در اين كريمهء قرآني ، هم تنزيه آمده وهم تشبيه ، زيرا تنزيه حقّ عين تشبيه بوده وتشبيه أو عين تنزيه است ؛ ودر اين آية
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ »
تنزيه حق و
« كَمِثْلِهِ »
و
« السَّمِيعُ الْبَصِيرُ »
تشبيه اوست وبرخى از مفسّران هم كه كاف كمثله را إضافي دانستهاند ، راهى بخطا رفتهاند ؛ زيرا هيچ كلمه ولفظ وحرفى در كتاب اللّه زائد نبوده ، وداراى كاربردى مناسب وبمقتضاى بلاغت است ؛ كه بر غير أهل علم وحتّى گاهى بر راسخان در علم نيز پوشيده مانده ، وبتدريج وگاهى در قرون واعصار بر بعضي از أولياء اللّه آشكارا وظاهر ميگردد ، ودر اين كريمه نيز بايد توجّه داشت كه خداوند حكيم فرمايد : مانند مثل أو هم نيست ، چه رسد بمثل خداوند ؛ وامّا سمع وبصر حقتعالى هم غير از هر سمع وبصر خلقي است ولذا مانند مثل سمع وبصر أو هم سمع وبصرى نيست ؛ پس در عين تشبيه ، تنزيه ودر عين تنزيه تشبيه است ؛ وچون در هر تشبيهى دوگانگى مشبّه ومشبّهبه وجود دارد وگرنه تشبيه تحقّق نخواهد يافت ؛ بقول شيخ أكبر محيى الدّين بن عربى « فشّبه وثنّى » ليكن چون ذات حقتعالى باعتبار سميع وبصير بودن خود در هر مظهرى متناسب با خلقت آن ظهور دارد ؛ بنابراين ، هر سمع وبصرى از أو بوده ودر حقيقت هيچ سمع وبصرى تحقّق نيابد مگر بظهور دو اسم سميع وبصير وجملهء ابن عربى در فصوص الحكم خود حاكى از همين معنى است كه « فنزّه وأفرد » زيرا تنزيه حقيقي در آن لايح وواضح بوده وفردانيّت وجود حقّ حاكى از اين معنى ميباشد .
بارى ، اگر چشم عقل آدمي بينا گردد ، مطلق را در مقيّد بهمان مقدار قيد مىنگرد وبا همين نگرش در تشبيه هم بديدار تنزيه نائل مىآيد ؛ ولذا از عارف وارف علىّ بن سهل أصفهاني ، بنقل از نفحات الأنس جامى ، حقيقت توحيد را پرسيدند ؛ وأو در پاسخ گفت :
« قريب من الظّنون بعيد من الحقايق » واضافه كرده است كه توحيد چون خورشيد بوده ؛ نور آن نزديك ، ولى ادراك حقيقت آن بسيار دور ميباشد ؛ ونيز إبراهيم بن فاتك بغدادي ، شاگرد حلّاج المعارف والحقايق وسلطان العاشقين ، وبرهان الواصلين - حسين بن منصور - فرمايد : « إفراد القدم عن الحدث » وشيخ الاسلام هروى ، در توحيد گفته است :