تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
بخشي با افعال واقوالى معيّن از انسان مصلّى سر ميزند وبخش ديگر طبق كريمهء :
هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ
خاصّ خدا وملائكة بوده ، ودر حقيقت اين قسمت در ميان عابد ومعبود مشترك وهردو در بخش أخير شريكند ؛ زيرا خداوند بندگانش را أمر بصلات وتسبيح خود كرده ودر مقابل ، أو نيز در مقام تجلّيات حقّانى خود باسم الظّاهر وربّ خاصّ در مظاهر وجودي عباد ؛ بر آنها بصلات مىپردازد وبديهي است كه صلات هر موجودى متناسب با وجود أو ومرتبهء خاصّ وى بوده وبفرمودهء أبو نصر فارابى در فصّ بيست ونهم از كتاب « فصوص الحكمهء » خود « صلّت السّماء بدورانها ، والأرض بر ججانها ، والماء بسيلانها والمطر بهطلانه » وفي الحقيقة صلات آنها عين وجودشان بوده وصلات حضرت حقتعالى نسبت به انسان اينستكه أو را از وجود علمي وعين ثابت بعين خارجي لباس هستى پوشيده واز ظلمت عدم بنور وجود وهدايت تكويني رسانده است ؛ پس اقتضاء صلات در هريك از عبد وربّ از ذات آنان نشئت يافته ، وچون حضرت حقّ مصلّى بندهء خود باشد ؛ ناگزير بندهء أو هم بايد مصلّى حقّ بوده وربّ خود را برحسب معتقدات خاصّ خود نيايش كند وبرعكس ، ربّى هم كه بمربوب خود صلات ميكند ، بر وفق عقايد آن مربوب بصلات مىپردازد والبتّه اين صلات چيزى جز تجلّى أو بر عبد نيست ؛ وبتعبير ديگر « لكلّ عبد ربّ خاصّ » واين ربّ نيز اسمى از أسماء اللّه ميباشد كه با قابليّت عبد متناسب است ؛ وهيچ بنده‌اى در داشتن اين قابليّت با ديگرى برابر وهمسان نبوده ولذا براي هر بنده‌اى تجلّئى خاصّ است كه براي ديگرى نيست ؛ وجملهء : « لا تكرار في التّجلى » يعنى همين ، واز سوى ديگر خداوند در يك بنده دو تجلّى ندارد ؛ وعبارت : إن الله لا يتجلى في صورة مرتين مفيد عدم تكرار تجلّى در يك صورت ميباشد ؛ وبدين ملاحظه خدا يا ربّ هر عبدي بصورت معتقدات أو بر آن عبد صلات گزارده وعبد نيز در عين اعتقاد خود بربّ خويش نماز ميگزارد ؛ وچون عبد از كمال وجودي بيشترى برخوردار باشد ، اين هردو صلات هم از كيفيتى برتر بهره‌ور بوده وآنگاه كه مصلّى برترين موجود عالم هستى باشد ، خدا وملائكة بر أو صلات ميكنند وكريمهء :
إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ
دليلي قرآني بر صدق اين امر بوده ولذا ربّ هر مخلوقى برحسب معتقدات وكمالات وجودي وشأن ومرتبت أو در هستى ومقدار مظهريّت أو نسبت بظهور أسماء خداوندى است ؛ در صورتيكه ذات حقّ با اينكه فوق اطلاق وتقييد ميباشد ؛ با جوهر ، جوهر بوده ودر عرض ، عرض ودر