عين حال لطيف ، مورد توجّه وژرفنگرى واقع نشده است . اكنون بتفسير برخى از آيات بر مباني عرفان نظري پرداخته وچون دامنهء سخن وسيع است ، آنرا در بخشهايى چند مورد بررسى وتحقيق قرار ميدهيم .
بخش نخست - تفسير قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
:
در كريمهء مزبور كه به اخلاص ناميده شده ووجه تسميهء آن بلحاظ خلوص قلب عبد از هرگونه ريا وعبادت أصنام وأوثان مصنوعه ، اعمّ از مادّى ومعنوي يا أوهام وتصوّرات ميباشد ؛ ودر مكّهء مشرّفه نازل گرديده ؛ مراد از « هو » همان هوّيت غيبى حقّ است كه ظهور آن ممكن نبوده واشارتى بباطن ذات وواحديّت الهى است كه اختصاص بهيچ اسم ووصف ونعت يا مرتبهاى نداشته ومطلق بدون اعتبار أسماء وصفات وحتّى الوهيّت است كه جامع كلّ أسماء اللّه ميباشد ؛ ولذا در كريمهء ياد شده هو پيش از اللّه آمده ولذا الوهيّت مرتبهء ظهور هويّت محسوب ميشود ، ودر عين حال بر سبيل اجمال وانفراد وشأن خود ، اشارتى بر جميع مراتب مزبور وهم ببطون غيبوبت بوده وبهمين ملاحظه هويّت ، لفظي است كه داراى معنى اشاره بغائب ونيز بكنه ذات حقّ باعتبار أسماء وصفات أو با فهم غيب مطلق بودن آنهاست وبنا بسرودهء شيخ عارف عبد الكريم گيلانى :
إنّ الهويّة غيب ذات الواحد * ومن المحال ظهورها في الشّاهد
فكأنّها نعت وقد وقعت على * شأن البطون وما لذا من جاحد
اسم هو باطن وسرّ اللّه بوده وهرگاه از اسم اللّه كه پنج حرف است ، سه حرف اوّل حذف گردد ، ه باقي ميماند كه راجع بحقّ بوده واگر ه از اللّه حذف گردد ، بقيّهء حروف آن افادهء هيچ معنايى نكرده ولى اگر همزهء اوّل آن حذف شود « للّه » باقي ميماند كه فايدهاى در آن است ، واگر از آن لام نخست حذف شود كلمهء « له » ميماند كه داراى معنى است وهمچنين با حذف لام دوّم « للّه » حرف « ه » باقي ميماند كه بدون واو بوده ودر مقام اشباع آن از تلفّظ ، أفضل أسماء اللّه ميباشد ؛ وكلمهء « هو » مفيد معنى وجود محضى است كه عدم را در آن راهى نبوده ودر شهود درنمىآيد ودر عين حال محيط بر كلّ كمالات وجودي ، اعمّ از غيب وشهود است ؛ ولى در حدّ ادراك واستيفاء درنخواهد آمد ، اگرچه حضرت حقتعالى از آن حيث كه غائب است ، داراى شهود بوده واز همين حيث شهود نيز غائب وظهور أو عين خفا وخفايش عين ظهور ميباشد ؛ ليكن انسان بكنه اين غيب وشهود راه نيافته ودر حدّ علم كسى واقع نميگردد .