تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
تعالى - بخواهيم آنها را بتو مىنمايانيم وتو آنها را از سيمايشان بازخواهى شناخت ، ويا البتّه از لحن قول وشيوهء سخن گفتن ميشناسى ، وخداوند باعمال آنها عالم است . در اين آية ، بوضوح ميتوان بموارد كاربرد معرفت وعلم آگاه گرديد ودانست كه علم به اعمال تعلّق گرفته ومعرفت بلحن قول ؛ ونخستين كه اعمال أهل كينه ومرض قلبي است ، جزء بجزء وبطور مفصّل در علم الهى ميباشد ، در حاليكه دانستن با لحن قول ، جملي وبطور كلّى در حدّ شناخت يا معرفت است ؛ كه خاصّ انسان ميباشد ؛ ودر كريمهء ديگر فرمايد :
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ ، كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ *
يعنى بكسانيكه كتاب را فرستاديم ؛ آنرا چنان ميشناسند كه فرزندان خود را ؛ وچون فعل شناخت براي فرزند بكار ميرود ؛ آنانكه خداوند كتابرا برآنها نازل كرده ، كتاب اللّه را مانند فرزندان خود بنحو اجمال وكلّى ميشناسند ونه بطور جزئيّات ومفصّل . بنابراين ، عرفان يا علم اجمالي براي شناخت كتاب اللّه وتفسير وتأويل آن لازم است ، كه البتّه موارد كاربرد آن بيشتر در الهيّات بمعناى أخصّ بوده وحتّى فروع احكام آن نيز كه در حيطهء علم انسان واقع ميگردد ؛ بعلم ظنّى است ونه جزمى وقطعي ، كه جز خداوند متعال كسى را از چنين علمي بقرآن امكان تحقّق ووقوف جازم نيست ، ومراد اين مؤلّف نيز از لزوم عرفان در تفسير وتأويل ، مربوط به معرفت اللّه وأسماء وصفات وافعال وآثار حضرت حقتعالى است كه در حدّ علم ممكنات درنيامده ودر سراسر كتاب اللّه ، بوفور از ذات وأسماء وصفات حقّ سخن رفته است وهرگز انسان بعلم جزئي وتفصيلي قادر بر دانستن آنها نيست ؛ چنانكه در كلام اللّه آمده است :
« وَما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ، وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ ، كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا »
يعنى : تأويل كتاب را كسى بجز خدا نميداند وآنانكه راسخان در علم واستواران در دانشند ، ميگويند : ما بدان ايمان آورديم ، وهمهء آن از جانب پروردگار ما ميباشد . در اين كريمه نيز لطيفه‌اى پنهان است كه همان علم بجزئيّات تفصيلي قرآن بوده وچون چنين علمي در تأويل آن براي كسى حاصل نمىآيد ؛ در آيهء مزبور صريحا نازل است :
« وَما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ »
وامّا راسخان در علم نيز بدان ايمان آورده وعقيدة دارند كه كتاب حاوي محكمات ومتشابهات ، بطور كلّ از جانب خداوند نازل گرديده وچنين علمي اجمالي بوده وبتفصيل جزءبجزء نمىپردازد ؛ ودر نتيجة بموارد استعمال علم وعرفان يا معرفة اللّه ، آگهى يافته وفرق بين ايندو بطور وضوح دانسته آمد .