تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
موقف وفصل اوّل از سفر سوّم كتاب كبير أسفار اربعهء خود ، در مورد برهان صدّيقين فرمايد : در برهان مزبور ، وسطى غير از خود ذات واجب الوجود نبوده وراه بمقصود ، همان عين مقصود است كه عبارت از سبيل صديّقان ميباشد وپس از اثبات ذاتش از طريق ذات أو ميتوان به اثبات صفات حق پرداخت واز صفات بافعال وى نائل آمد ، والبتّه اين روش غير از روش متكلّمان وعلماء طبيعي است كه معرفت حقّ وصفات أو را بواسطهء امرى اعتباري ، غير از ذات حقّ جسته واز امكان وحدوث وحركت وجز اينها ، به اثبات حقّ پرداخته‌اند ، واگرچه از اين طريق با دلائلى به اثبات ذات حقّ وصفاتش رسيده‌اند ؛ ليكن منهج صدّيقين استوارتر واشرف ادّله بوده ودر قرآن حكيم نيز ببرهان مزبور اشاره شده وفرمايد :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ ، حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ »
ودر كريمهء ديگر آمده است :
« أَ وَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ »
. آنگاه ملّاصدرا - عليه الرّحمة والرّضوان - در تقرير أصل برهان فرموده است : وجود ، حقيقت وواحدى بسيط ميباشد كه اختلاف در ميان افراد آن ذاتي نبوده وبكمال ونقص وشدّت وضعف ويا به أموري زائد بر ذات است ؛ ونهايت كمال وجود را حقيقتي است اتمّ وأكمل واشرف كه تعلّقى بغير ندارد ؛ وبتحقيق پيوسته است كه وجود كامل وتمام ، پيش از ناقص بوده وفعل قبل از قوّه ووجود ؛ سابق بر عدم نسبى وإضافي ميباشد ؛ ولذا وجود مستغنى از غير ودر ذات خود بىنياز وصرف الحقيقة بوده وعين وحدت حقّه‌ايست كه نه كثرت مىپذيرد ونه نقيصهء عدم وأمر عدمي وهرچه جز ذات واجب باشد ، مرتّب بمراتب شدّت وضعف ونقص وكمال واشرف وأخسّ واز افعال وآثار ذات واجب الوجود است كه جز بذات حقّ ، قوام وتحصّلى نخواهد داشت ؛ ووحدت حقّ وتبوت ذاتش بوسيلهء همين برهان شناخته آمده ووجود أو حقيقتي است عين وحدت وتعدّدى در آن متصوّر نخواهد بود ، وحتّى با برهان صدّيقين ، ميتوان بعلم واجب الوجود بذات خود وبديگر ممكنات پى برد وآنرا شامل حوادث آتى الوقوع دانست . مراد صدر الحكماء والمتألّهين از نظريّهء فوق اينستكه با برهان صدّيقين هم ميتوان بمعرفت واثبات ذات واجب الوجود وهم به اثبات صفات وافعال وى نائل آمد ؛ زيرا آنگاه كه برهان مزبور در اثبات ذات حقتعالى كافى باشد ، چون صفات أو نيز عين ذاتش بوده وجدا از آن نيست ؛ در نتيجة با همان برهان ميتوان به اثبات صفات وافعال وى هم مبادرت كرد ؛ وحتّى ملّاصدرا با منهج صدّيقين به اثبات قدرت واراده أو نيز كه تابع
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 67 | غلامحسين رضانژاد