تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠

فصل دوازدهم در سميع وبصير بودن حقتعالى

همچنانكه علم حضرت حقّ بجميع أشياء حضوري بوده وهمهء چيزها از عوالم أمر وخلق ومجرّد ومادّه در علم أو حاضرند ، بهمانگونه نيز وجود كلّيهء مسموعات ومبصرات وهمه بوييدنى وچشيدنى ولمس كردن وموهومات ومتخيّلات هم در علم حضور داشته ؛ وبراي تبيين وتفصيل هريك از آنها نياز بعقد عنواني جداگانه نميباشد ؛ ودر عين حال توقيفات شرعي نيز اجازهء اطلاق نمودن بويندگى وچشيدن وتوهّم وتخييل را بحضرت حقّ نداده است ، تا بر بعضي از عالم نمايان وعامّهء مردمان گمان تجسّم وتشبّهى بر خداوند متعال نرود واحكام مخلوق را دربارهء خالق صادر نكنند . بهمين ملاحظه حكماى راسخ وعرفاى شامخ ، حضرت حقّ را عالم بكلّيات ومدرك ذاتي جزئيّات دانسته‌اند ، وگويند آنچه در مشاعر آدمي وقواى أو حاضر ميگردد ، بذات خود در علم حقّ حضور داشته ودر هر موردى از أمور جزئي حاجتي بعقد عنواني جداگانه نخواهد بود . ولذا حكيم وعارف سبزوارى - عليه الرّحمة والرّضوان - در منظومهء حكمت خود در اين معنى سروده است :
إذ علمه الأشياء ، من أن تحضرا * فعلمه ، يكون سمعا بصرا
عرفاى شامخ ، سمع را عبارت از تجلّى حقّ در مقام افاده‌اش از علم دانند ؛ زيرا حضرت حقّ كلّيهء مسموعات را پيش از سمع ميداند وذات حقّ را باعتبار شهود معلوماتش ، بصر أو شناسند ، وچون علم حقّ ذاتي است ؛ يعنى ذاتش عين علم وسمع وبصر بوده ومستلزم هيچگونه تعدّدى ، جز در مفهوم هريك نخواهد گرديد ؛ واقتضاء