در نتيجة ، در ضمن اينكه هر كلمهاى از كلمات اللّه داراى وجودي أمرى يا خلقي ومرسل يا مقيّد است ؛ اين كلمات كامله وعاليه ، يا سافله وغيرمستكفى ، برويهم در صحايف كتاب اللّه مندرج بوده وهريك در مرتبهء خود داراى خصائص ولوازم وشئونى ميباشند كه جمعا با معاني كلمات آن ، جملات وسطور وأوراق كتاب هستى را تشكيل ميدهند وبا كتاب تدوينى قابل مماثلت ومشاكلت خواهد بود ، ونامناسب نيست كه اين فصل را با ابياتى از عارف وارف ، ملّا عبد الرّحمن جامى - حشره اللّه تعالى مع من أحبّه - بپايان برسانيم ، كه سروده است :
اى جاودان بصورت أعيان برآمده * گاهى نموده ظاهر و ، گه مظهر آمده
از روى ذات ، ظاهر ومظهر ، يكى است ، ليك * در حكم عقل ، اين دگر ، آن ديگر آمده
در موطن ظهور وبطون ، نيست غير أو * هرچند ، كز ظهور وبطون ، برتر آمده
هرجا پىِ نظاره ، ستاده است ، منتظر * منظور هم ، خودست ، كه بر منظر آمده
همراه وحى گشته وروح القدس شده * پيغام خود رسانده و ، پيغمبر آمده
بنموده روى ، بهر تماشاى عاشقان * وانگه گشاده چشم و ، تماشاگر آمده
بيرون ر عشق وعاشق ومعشوق ، هيچ نيست * اين هردو ، اسم مشتق و ، آن مصدر آمده
بحرى است متّفق ، كه ز أوصاف مختلف * باران وقطره وصدف وگوهر آمده
[ آخرين نكتهء قابل تذكّر ]
آخرين نكتهء قابل تذكّر اينستكه : برخى از متكلّمان كه كلام را صفت ذاتي حضرت حقتعالى پنداشته وكلام را همان الفاظى دانستهاند كه از حروف تشكيل وتركيب يافته وحروف را عارض بر أصوات وأصوات را نيز بنوبهء خود قائم بر هوا ميدانند ؛ از طريق تحقيق وژرفانديشى بدور افتاده وندانستهاند كه لفظ وصوت وحروف ، آنى وزماني