هم جز اين نيست كه حامد بحمد ذاتي وصفاتى وافعالى خود ، با ذات محمود متّحد بوحدت حقّه گردد ، وگرنه حمد أو از حقيقت حمد مايهور نخواهد بود ؛ چنانكه ذكر وتسبيح أو نيز از همين صفت برخوردار است ؛ وشرح وتحقيق حمد واقسام وكيفيّت آن در مبحث « الحمد للّه » خواهد آمد ودر اين مقولة بهمين مقدار بسنده مىكنيم .
تذكّرى در فرق بين كلام وكتاب :
در تعريف كتاب ، بايد جهت قبول نقوش وصور را ، خواه قابل موادّ باشد ويا أنفس ويا قوى ، گنجانيد ، ولذا قسمي از كتاب تدوينى است ، مانند قرآن حكيم ؛ وقسم ديگر تكويني است كه اين قسم به آفاقي وانفسى تقسيم ميگردد ؛ وكتاب آفاقي هم يا امّ الكتاب ونفس كلّ است ؛ ويا محو واثبات كه در كريمهء مباركهء قرآني نازل است :
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ »
ومحو واثبات را همان نفوس فلكيّه دانند وكتاب سجلّ كون يا دفتر هستى كه در رقّ منشور هيولى بوده ومسطور در صحايف مادّه ميباشد ، والبتّه هر آسمانى را نفسي كلّيه ونفسي منطبع است ؛ ولى كتاب نفسي عبارت از نسخهء جامع وجود انسان كامل ميباشد كه مشتمل بر عوالم أمرى وخلقي بوده وحضرت حقّ جميع كتب مبسوطه را در اين نسخهء مختصر منطوى كرده است ؛ وكلّيهء كلمات سافله وجزئي حيواني ونباتى ومادّى را در اين كتاب شريف درج نموده وبقول شيخ شبسترى :
بنزد آنكه جانش در تجلّى است * همه عالَم ، كتاب حقتعالى است
عَرَض ، إعراب وجوهر چون حروف است * مراتب همچو آيات وقوف است
از أو هر عالَمى ، چون سورهء خاصّ * يكى زان فاتحه ، ديگر چو اخلاص
نخستين آيتش ، عقل كل آمد * كه در وى همچو باء بسمل آمد
دوم نفس كل آمد ، آيت نور * كه چون مصباح شد ، در غايت نور
سوم آيت از أو ، شد عرش رحمان * چهارم ، آية الكرسي ، همى خوان