تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
بر أنبياء ورسل وبر نفوس مقدّسه ميباشد كه بلحاظ استقلال در وجود وكمالات آن ، داراى انيّات محضه ووجودات صرفه بوده وبا اندراج حقايق در خود بمنزلهء ألواح پراكنده ميباشند ؛ وعلّت انتشار آنها از حيث تعلّق بموادّ ومحدود ومحفوف بودن آنان به تباعد زماني ومكاني از ناحيّهء موادّشان بوده وبهرجهت ، اگر اين كلمات الهى را انسانهاى كامل بدانيم ، كمتر كسى جز نفوس مطهّره در شناخت آنان موفّق ميباشد واگر كتب وألواح منزل از حضرت حقتعالى را بر أنبياء ورسل أو تعبير كنيم ، باز هم طبق كريمهء قرآني :
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ، فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ ، لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ
كمتر كسى جز وجودات كامله ميتواند به تشخّص واهميّت وژرفنا واعماق وبواطن اينگونه از كتب ، همانند قرآن كريم پى ببرد وبويژه كه قرآن در مرتبهء جمع الجمعي در كتاب مكنون ؛ مصون از تعرّض عقول أعاظم أنبياء ورسل است ؛ چه رسد به آدميان عادّى ومتوسّط ، زيرا مسّ حقايق الهى ، مستلزم تطهيرى بىشائبه وخدايى است ، تا بتواند حقائق آنرا ادراك كرده وببطون هفت تا هفتادگانه كلام اللّه نائل آيد ؛ وبهمين ملاحظه حسّ باطن يا حقايق وجودي قرآن را كه بكتاب مكنون وأسرار مخزون الهى تعبير گرديده ، براي هيچ‌كس از أعاظم أنبياء ورسل ممكن نيست ؛ چه رسد به أولياء وحكماء وعرفاى أهل يقين ؛ ولذا مولانا جلال الدّين در مثنوى معنوي سروده است :
حرف قرآن را مبين كه ظاهر است * زير ظاهر ، باطني بس قاهر است
زير آن باطن ، يكى بطن دگر * خيره گردد ، اندر أو ، فكر ونظر
زير آن باطن ، يكى بطن سوم * كاندر أو ، گردد خردها ، جمله گم
بطن چارم را ، ز قرآن ، كس نديد * جز خداى بىنظير بىنديد
همچنين تا هفت بطن ، اى بو الكرم * ميشمر تو ، زين حديث معتصم
تو ز قرآن ، اى پسر ، ظاهر مبين * ديو ، آدم را نبيند ، غير طين
ظاهر قرآن ، چو شخص آدمي است * كه نقوشش ظاهر و ، باطن ، خفى است
شايد مراد مولوى از بيت أخير اشاره بسخن گرانمايهء أمير المؤمنين وبرهان الصّدّيقين باشد كه در غزوهء صفّين بمسلمانان ظاهربين فرمود : « أنا كلام اللّه النّاطق » وبالآخرة بايد دانست كه مسّ ظاهر قرآن نيز جز بتطهير دست از نجاست وجميع أعضاء با وضوء مورد نهى وممنوع شرعي است ؛ واين هفت بطن را ميتوان بمراتب سبعهء عوالم وجودي تطبيق داد ، كه وارد است : « انّ للقرآن ظهرا وبطنا وحدّا ومطلعا ، ولبطنه بطن إلى سبع أو
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 574 | غلامحسين رضانژاد