جلد دوّم « كتاب حكمتنامه » « 1 » تأليف اين نويسندهء فقير رهنمونى مىنمايم .
ليكن اين نكته حائز اهميّت است كه حصر كلام در ألفاظ موضوعه عقلي نبوده ودر بسيارى از مواقع حركات وإشارات أعضاء وجوارح نيز كلامند ؛ زيرا موجب انتقال معنى ومقصودى به بينندهء آن ميگردد ، ولذا در ضرب المثل گفتهاند : « الكناية أبلغ من التّصريح » ونيز بايد دانست كه هر لفظي خودبخود دلالت بر معنى ومفهومي خاصّ نداشته وضرورتا بايد مواضعه بين دالّ لفظي ومدلول موجود باشد ؛ وبهمين دليل كه ملّا صدرا - عليه آلاف التّحية والثّناء - در كتاب كبير أسفار أربعة ، كلام را بسه قسم أعلى ومتوسّط وأدنى تقسيم كرده وانسان را واجد هر سه قسم مزبور ميداند ؛ وچون كلام بوسعت مصداق خود در همهء وجودات عالم كبير وصغير موجود است ؛ لذا حكيم سبزوارى فرمايد : كلّ وجودات بذات خود برمدلولاتى الهى دلالت داشته وحاكى از صفات جلال أو ميباشند ؛ ومراد از مدلولات الهى أسماء وصفات ذاتي حضرت حقّند ومنظور از جمال ، صفات ثبوتي مانند حيات وعلم وقدرت اوست وصفات جلال نيز عبارت از صفات سلبى است ؛ ودر حقيقت آنچه وجود در آن سريان دارد ، صفات جمال در آن موجود بوده وبلكه وجود عين صفات جمال ميباشد وچون وجود از مرتبهء عالي خود تنزّل كند ؛ صفات مزبور نيز تنزّل كرده وبدان حدّ نزول مىكند كه نزديك بعدم ودر حكم قوّهء وجود ميشود ؛ واين حكم در أرواح مضافه ومرسلهء جبروتي وملكوتي هم آشكار ميباشد .
بالأخره بايد ملتفت بود كه هر جزئي از اجزاء وجودات وأسماء ، بوضعى الهى ونه بجعل ووضع مخلوق ، براي معنايى كه ساخته نشده وضع گرديده است ؛ يعنى برخلاف معاني ذهني كه براي كلمات لفظي موضوع ميباشند ؛ هر جزئي از أسماء موضوعه بوضع وجعل الهى ، براي معنايى ساخته نشدهاند ؛ بلكه هريك از آنها وجودي است كه برحسب مرتبهء صعود ونزول خود ، بر صفتي از صفات خداوندى دلالت دارد ؛ وقدرت عامّ وقيّوميت مطلق واجب الوجود ، سبب تامّ وعلّت تمام در ايجاد كلمات وجودي وحروف عيني وتكويني ، اعمّ از ابداعى واختراعى وجعلى ، در عقول ونفوس وطبيعت بوده وهمهء اين وجودات بمبدء أعلى منتهى ميگردند وكلام محقّق طوسي - قدّس اللّه نفسه
هامش
( 1 ) - تأليف غلامحسين رضانژاد « نوشين » طبع ونشر از انتشارات الزّهراء سال 1380 شمسي در دو مجلّد ضخيم .