ما فرمانبرداريم . بنابراين ، حكم خداوند تعالى بر كائنات بطاعت خواه وناخواه از خود بود كه آنها بدون اكراه ومطيعانه وبا عنايت وسبقت رحمت الهى قبول كردند ؛ زيرا خداوند متعال ، حكم بر أطاعت آسمان وزمين كرد وآنها به أطاعت دلخواه ، مورد شمول رحمت وعنايت حقّ گرديدند ؛ ولى اگر حكم حضرت حقّ بدانها به اكراه بود ؛ همين حكم نيز عين عدل در شمار مىآمد وقدرت الهى كائنات را مجبور بموجود شدن ميكرد ؛ ودر اينصورت هيچ اختيار براي آنها متصوّر نبود ، وچون رحمت أو سابق بر غضب وى ميباشد ، بر همين أصل وبتفضّل وسبقت رحمت بر غضب ، حكم به أطاعت آنها كرد وجميع موجودات نيز بحكم حقّ پرداخته وهمه مطيع گرديدند ؛ وبهمين دليل مشمول عنايت ورحمت باريتعالى شدند ؛ وحتّى دوزخ نيز كه مفطور براي عذاب ومحلّ آتش است ، طبق حديث نبوي با وضع قدم حقّ در آن وظهورش باسم جبّار ؛ آتش آن تبديل بگياهى سبز بنام جرجير « شاهين » ميگردد وبالآخرة هيچ موجود كائنى سر از أطاعت وكلام حقّ برنمىتابد ؛ واين بخش ، نوع اوّل از دو جهت مندرج در صدر كلام است كه بيان گرديد . امّا نوع دوم از جهت نخست در كلام ؛ اينستكه : كلام ، صادر از مقام ربوبيّت ، به لغات وضعي انساني است كه بين خدا وخلقش مانند كتابهاى فروفرستاده ومنزل ، ومكالمات با أنبياء وأولياء اللّه تحقّق مىيابد ، ودر اين مورد هم فعل أطاعت از أوامر وهم سرپيچى ومعصيت از خداوند امكان تحقّق دارد ؛ زيرا انسان در مورد انتخاب طاعت يا معصيت ، داراى اختيار بوده وثواب أو در طاعت از خداوند تعالى عين فضل اوست ، وعقابش نيز بگاه صدور فعل معصيت ؛ بر أساس عدل ميباشد . امّا جهت دوّم كلام حقّ اينستكه : نفس أعيان ممكنات وهر موجود ممكنى ، كلمهاى از كلمات اللّه بوده وهرگز براي آن نهايت وپايانى نخواهد بود ؛ ولذا در كريمهء قرآني نازل است :
لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي ، لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي ، وَلَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً
يعنى : اگر دريا براي نوشتن كلمات پروردگارم مركّب گردد ، هرآينه دريا پيش از پايان يافتن كلمات وجودي - نوشته شده بقلم تكوين - پايان مىپذيرد ، وكلمات پروردگارم بپايان نخواهد رسيد ؛ اگرچه دريا - ودرياهايى ديگر را - بمدد آن بياوريم .
پس كائنات ممكن الوجود ، همان كلمات حقّند ولذا كلام عبارت از صورتي است براي معنى در علم متكلّمى كه با كلام خود اراده به ابراز صورت مزبور براي فهم شنونده از آن معنى نمايد ؛ بنابراين ؛ موجودات كه همان صورت عيني محسوس ومعقولند ؛ عين