عباد بوده ؛ ودر نتيجة آدمي در انتخاب خير وشرّ ومعصيت وحسنه مختار ميباشد وبهمين جهت در وقوع أمور خيريّه ببهشت وارد ميشود ودر انجام شرور ومعاصي ، مبتلا بعذاب دوزخ ميگردد ؛ بنابراين ، معتزله دست خداوند را در ايجاد كه فرع بر وجود است بسته دانسته ولذا أهل اعتزال ، يهود امّت اسلامى درشمارند ؛ وبقول صدر حكماى جهان ، ملّا صدرا ، مذهب معتزله در استقلال عباد در صدور افعال وايجاد آنها ، شنيعتر از كفّارى است كه أصنام وپيكرهاى بيجان را در نزد خداوند متعال ، شفيع خود قرار دادهاند ؛ وشنيعتر اينكه قبول عقيدهء مزبور ، مستلزم عدم اجراء ارادهء حضرت حقتعالى در ملك وآفريدگان وسلطنت مطلقهء خود بوده ومعاذ اللّه آنان اراده ومشيّت وقدرت خداوندى را در هرگونه خلق افعال وأمور وتصرّفات ديگر ابتر وعقيم وبىاثر شناختهاند ؛ وتعال اللّه عن ذلك علوّا كبيرا ، والبتّه چنين عقيدهاى ناشى از شرك جلى است ، زيرا بالمآل انسان در خلق فعل با خدا شريك خواهد شد .
امّا أشاعره نيز كه بجبر مطلق عقيدة داشته وبسيارى از علماء أهل تسنّن از نظريّهء مزبور پيروى كردهاند ؛ دچار كجرويهايى گرديدهاند كه همانند معتزله از جادهء صواب منحرف شده وجميع أمور ؛ حتّى سيّئآت وشرور را نيز از جانب حضرت حقّ پنداشته وگويند :
خداوند متعال بهرچه از خوب وبد وطاعت ومعصيت وخير وشرّ وثواب وعقاب اراده كند ؛ مالكي است كه در مملوك وملك خود متصرّف بدون مانع بوده وبصدق كريمهء :
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ
بهيچوجه مورد سئوال وجواب واقع نميشود وارادهء أو بر اين امر تعلّق گرفته كه در وقوع فعل وايجاد ؛ أسباب آنها را نيز خود ايجاد كند وسبب بودن هر سبب وعلّتى جز بوجه مجاز واستعاره نبوده وفاقد حقيقت ميباشند .
نقطهء مثبت اين عقيدة اينستكه ايجاد را برخلاف معتزله فرع بر وجود دانسته وموجد حقيقي افعال وأمور را خداوند دانند ، وهيچ آفريدهاى را مؤثّر در وجود وايجاد نشناسند وبيشتر متصوّفه از اين نظريّه پيروى نمودهاند ؛ وامّا جهات بطلان اين عقيدة در اينستكه شرور وسيّئآت ومعاصي ونواقص ديگر را نيز بخداوندى منسوب ميدارند كه في الحقيقة از أمور عدمي وعدميّات ديگر مبرّى ومنزّه بوده ودر نتيجة طبق عقيدهء آنان ، انزال كتب وارسال رسل وبهشت ودوزخ بيفايده مانده وعلاوهبر ارتكاب شرور وخلق معاصي از جانب حقّ ومجازى بودن افعال آدميان در ايجاد بديها وسيّئآت ؛ در توحيد ذاتي اشاعره ، گونهاى از كفر خفىّ مندرج وموجود است كه ترديدى در آن جايز نيست ودر خصوص معتزله واشاعره بايد گفت : « ما الجاهل إمّا مفرط أو مفرّط » .