قيود ، مبدء صدور افعال نخواهند بود ؛ ولذا جميع افعال وآثار اوّلا وبالذّات به وجود مطلق وبأصل وجود كه تعبيرى ديگر از ذات واجب است ، انتساب مىيابد وثانيا وبالعرض بفاعل مباشر كه عين همان حدود ومراتب ميباشد منسوب خواهد شد ؛ بدين دليل كه صدور از حدود ومراتب وجود ، عين صدور وايجاد از أصل وحقيقت وجود است ؛ ليكن با رعايت مرتبهء وجودي صادركننده وفاعل ، وگرنه خود اين فاعل مباشر بدون ربط ونسبت بأصل وحقيقت وجود ، در ذات خود مستقلّ نبوده ونميتوان فعلى را اوّلا وبالذّات بدو منسوب داشت ؛ وبايد دانست كه نفس وجودات مقيّده ومحدوده از مبدء يا أصل وجود است ؛ وبهمين دليل در ايجاد نيز از همين قاعدهء عقلي وحكمي تبعيّت كرده وآنگاه كه نفس ووجود مقيّدات ممكنه از مبدء وجود باشند ؛ چگونه در ايجاد افعال وآثار مستقلّ خواهند بود ؟ ! .
بنابراين ، هر فعلى نسبت بوقوع خارجي در حدّ اختيار بندگان است ؛ در صورتيكه بلحاظ خلق وايجاد آن از حضرت حقّ بوده وتأثير وتحقّق آن با نسبت قيّوميه واضافهء اشراقي بدان ميباشد ؛ ومثل آن از باب تمثيل ، همانند سايهء شاخص است كه نيازمند بدو مؤثّر بوده وبدون هريك از آندو ، سايهء شاخص ، حقيقت وجودي نخواهد يافت ؛ زيرا در ايجاد سايه ، دو چيز لازم است : يكى شاخص وديگرى نور ؛ حال اگر شاخص موجود نباشد ، سايهاى از آن نخواهد بود ، واگر نوري نباشد كه بشاخص بتابد ، ولى شاخص باشد ، باز هم آن شاخص داراى سايهاى نيست ، ولازمهء ايجاد سايه از شاخص ، هم وجود نور وهم شاخص بوده وبدون هريك از آندو امكان وجود سايه فرآهم نيست .
باتوجّه بمثال فوق ، كلّيهء آثار وافعال وايجادات بمنزلهء سايهء شاخصند كه تحقّق آنها بدون فاعل مباشر وداراى اختيار يا وجودات مقيّده ؛ وعلّت تامّه يا نور أزلي وجود مطلق ، امكانپذير نيست . پس تا نور وجود مطلق در مرتبهء تقيّد بحدود يا ظهور در مظاهر نتابد ؛ وجودات محدوده ومقيّده قادر بايجاد وصدور افعال بنحو استقلال در ذات مختار خود نخواهند بود وتا شاخص متّصل بسايه نيز در مرتبهء خود موجود نباشد ، سايه يا افعال صادره از مقيّدات واقعيّتى نخواهد يافت ؛ ودر نتيجة نه سايه از شاخص جدا ومستقلّ است ، ونه شاخص بدون نور وجود را امكان ايجاد سايه خواهد بود ؛ واين مثل ميتواند حقيقت دخالت ذات واجب الوجود را در ايجاد سايه وموجود كردن شاخص كه همان ممكنات بوده وبوجودات مقيّده ومحدود تعبير شده است ؛ معيّن نمايد ولازم
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 559
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٥٥٩