در دار تحقّق خيرات ، جايى براي موجود شدن شرور نديده وآنرا جز كاربردى نابجا ونادرست از أشياء وافعال نميداند .
بارى ، كريمهء :
ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ ، فَمِنَ اللَّهِ ، وَما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ ، فَمِنْ نَفْسِكَ
ونيز آيهء مباركهء :
وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ ، يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ، وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ ؛ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
در سورهء نساء ؛ گوياى اين حقيقت حكمي وعقلي است كه خيرات بالمآل از جانب خداوند متعال بوده وسيّئآت وشرور نسبى از جانب ماهيّات وانسانهاست ؛ ليكن بروجه كلّى وبلحاظ ايجاد آنها ، چون ايجاد تابع وفرع بر وجود است ، ووجود از نفس انساني ومخلوقات نبوده ومنسوب بدانها ميباشد ؛ در نتيجة ايجاد هرگونه فعلى از خير يا شرور نسبى با حضرت حقّ ميباشد ، وتعلّق بهشت يا دوزخ بآدمى از حيث انتخاب نفس خير يا شرّ نسبى است ونه خلق وايجاد آنها كه از خداست ؛ ولذا انسان ارادهء خير وعبادت ميكند وايندو را براي خود برميگزيند ، ولى ايجاد وخلق آنها بمصداق كريمهء :
« قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ »
با خداست وبرعكس شرور يا أمور عدمي ديگر مانند بديها وزشتىها وگناهان را انتخاب ميكند ، وبصدق آيهء وافى هدايهء مزبور ، خداوند افعال آنها را ايجاد ميكند وآدمي در مرتبه ودرجهء وجودي خود ، مباشر وفاعل مجازى ووسيله يا سبب ظهور آن أمور عدمي وشرور نسبى ميگردد ، وبالمآل هم ايجاد به تبع وجود از خداست وهم بملاحظهء مباشرت در صدور فعل برحسب همان اختيار فعل كه مظهر اختيار خداوندى است ؛ از انسان ميباشد وبصدق سرودهء حكيم سبزوارى كه فرمود :
لكن كما الوجود منسوب لنا * والفعل فعل اللّه وهو فعلنا
پى ميبريم وبحقيقت امر بين الأمرين ، كه فرمودهء امام همام ، حضرت صادق وعلىّ التّقى - صلوات اللّه وسلامه عليهما - ميباشد نائل مىآييم ؛ ومواردى بسيار از آيات در قرآن حكيم نازل است كه به ايضاح وتصريح حقيقت علمي مزبور حكايت دارند ، واز جملهء آنها اينكه خداوند در سورهء انفال ، انداختن تير را كه با كمان مصنوع انساني وبدست اوست ، بخود نسبت داده وميفرمايد :
« ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ ، وَلكِنَّ اللَّهَ رَمى »
كه بقول جلال الدّين بلخى : « ما كمان وتيراندازش خداست » . وفوت آدميان وبطور كلّى جانداران را يكبار در كريمهء مباركه بملك الموت نسبت ميدهد وميفرمايد :
« قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ ، الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ »
وبار ديگر همان فعل فوت را بنفس وذات خود