امّا دليل مزبور در معنى اختيار فعل است كه منظور حكيم سبزوارى از جملهء : « أين المفرّ من الاختيار ؟ » ميباشد ؛ در صورتيكه معنى جملهء حكيم تلميذ ، علّامهء هيدجى از جملهء : « أين المفرّ من الاضطرار ؟ » اينست كه وجود از ما نيست ، تا ايجاد از ما باشد ؛ وعارف سبزوارى هم معنى مزبور را در مصراع آخر بيت سوّم منظومهاش آورده وفرمايد : « والفعل فعل اللّه وهو فعلنا » كه صدور افعال را به تبعيّت از حقيقت وجود از خدا ميداند ، وانتساب آن به انسان ، از بابت اينستكه ايجاد افعال وأمور در عالم أسباب ، متوقّف بر وجود سبب ميباشد وارادهء خداوندى چنين تعلّق گرفته است كه وقوع هر امرى در مجارى عالم أسباب بوسيلهء تمهيد مقدّمات لازم وتهيّهء أسباب آن باشد كه اينهم بدست انسان تحقّق مىيابد ، وجملهء : « أبا اللّه أن يجرى الأمور الّا بأسبابها » بهمين مراد ومعنى است ؛ وذكر شريف « لا حول ولا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم » مفيد نفى جبر وتفويض واثبات امر بين الأمرين است وبتعبير ديگر ؛ نفى در عين اثبات واثبات در عين نفى بوده وابتداء وانتهاء ذكر مزبور حاكى از همين حقيقت نهايى ميباشد .
« عقايد مختلف در جبر واختيار وتحقيق فراگير در امر بين الأمرين »
چندين نظريّه در جبر واختيار وامر بين الأمرين پديدار شده كه هريك داراى طرفدارانى از أهل اسلام بوده ودر مقام اثبات عقلي ونقلي عقيدهء خود به مستندات وآياتي از قرآن حكيم استشهاد كردهاند ، وما در فقرات مختلف اين مبحث بتحقيق در آنها ميپردازيم :
1 - عقيدهء معتزله :
اين فرقه منسوب بواصل بن عطا مىباشند كه برخى از دانشمندان نيز به پيروى از آن شهرت يافته وعقيدة دارند : بندگان خدا در صدور افعال خود مختار وآزاد بوده وميتوانند بدلخواه خود در ارتكاب معاصي وحسنات ونيك وبد ، مستقلّ باشند وفايدهء تكليف بوعدهء ثواب وأوامر موجب خيرات را ببرند ، وبرعكس اگر مرتكب بنواهى وسيّئآت وشرور وقبايحى گردند بوعيد آنكه عذاب جهنّم است نائل آيند وبالمآل اين هردو عمل مترتّب ومتوقّف بر اختيار وتفويض در أمور بوده ولذا معتزلي مذهبان معتقدند كه وعده ووعيد الهى جز با داشتن اختيار در صدور افعال خير وشرّ ومعصيت وطاعت ، معقول وصحيح نيست ودر اثبات نقلي آن به آياتي از كتاب اللّه استشهاد ميكنند واز جملهء آنها كريمهء :
« لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى »
در سورهء نجم ، و
مَنْ