كامل وشامل بموجودى نكرده ونمىكنند ؛ ايندو امر بهترين دليل بر عموم قدرت حضرت حقّ بر جميع أشياء ممكنه ومخلوقه ميباشد وبعبارت ديگر افاضهكنندهء هستى بممكنات وماهيّات امكاني ؛ خود بايد از عدم وأمور عدمي وبالقوّه بودن مبرّى ومنزّه باشد ، وگرنه لازم خواهد آمد كه عدم را نحوهاى از دخالت وشركت در افادهء وجود بوده وموجود بالقوّه بتواند موجود بالفعلى را ايجاد كند وايندو بالبداهة غير ممكن يا ممتنع بوده ، وتلميذ - صاحب التّحصيل - در پايان عبارت خود در تعريف قدرت گويد :
« فإن لم يعن بالقدرة هذا ، بل ما يتضمّن الإمكان ، لم يصّح له » يعنى : اگر قدرت را در ذات واجب الوجود ، عين علم وارادهاش ندانيم وآنرا متضمّن امكان نماييم ؛ ربط وإسناد چنين قدرتى بحضرت حقتعالى ناروا ونادرست بوده ولازم خواهد آمد كه موجود بالقوّه در ايجاد موجود بالفعل دخالت وشركت داشته باشد ودر اينصورت چگونه فاقد شيئى ميتواند معطى آن گردد ؛ اضافهتر اينكه قلب ممكن بواجب نيز در اعطاء وجود وكمالات آن لازم آمده وببداهت نظر مردود عقل ونقل ميباشد ؛ وبتعبير ديگر ممكنى كه خود عين لا اقتضاء محض نسبت بوجود وعدم است ؛ چگونه با حفظ أمر عدمي وآلوده بودن بعدم ، ميتواند افاضهء هستى كرده ودر امر ياد شده شريك الباري گردد ؟ ! حاشا وكلّا كه چنين مورد تصوّرى صحيح باشد .
از سوى ديگر ، علم حضرت حقتعالى فعلى است وچرا چنين نباشد ؟ ! ؛ در صورتيكه علم أو عين ذاتش بوده وذات حقّ نيز عين حيثيّت علّت بودنش براي جميع ممكناتست .
اين برهان نيز از دو مقدّمه مركّب است : يكى اينكه علم حقّ فعلى بوده ومراد از آن ، علم متقدّم بر معلوم وعلّت آن ميباشد ، مانند علم سقوط از ديوار بلند وقوّت تصوّر آن در نفس انساني كه روى چنين ديوارى راه ميرود ، وسقوط أو ، كه بعلّت علم تحقّق مىيابد وهمين علم نيز علّت سقوط وى ميگردد . برهان دوّم اينكه علم حقتعالى ذاتي أو بوده ، يعنى علم أو نفس ذاتي است كه آن ذات خود علّت ايجاد ما سوى بوده وعلّيت مزبور هم ، بحيثيّتى زائد بر ذات خداوندى نيست ودر نتيجة علم حقّ ذاتي وفعلى ميباشد . پس علم ذاتي حقّ ، عين ذاتش بوده وذات أو نيز عين همان حيثيّت علّت بودن وى براي جميع أشياء ممكنه وموجودات است ؛ وچون علم أو بكلّ أشياء امرى وخلقي ومرسل ومقيّد تعلّق دارد ؛ در نتيجة قدرت أو هم كه عين علم وارادهاش ميباشد ؛ بهمهء أشياء امرى وخلقي تعلّق داشته والبتّه اين امر دليل بر جبر در افعال خداوندى نبوده ومسئله جبر
و
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 546
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٥٤٦