تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
ميباشند ؛ ليكن بر مقتضاى استعداد واستدعاء ذاتي خود ، از خداوند متعال طالب موجوديّت در خارج وعيني شدن بوده وهر صورت يا عين علمي ، بقدر اقتضاء ذات بظهور عيني درآمده وتحقّق خارجي مىيابند ، كه البتّه پيش از آن موصوف بعدم عيني وثبوت علمي در حضرت حقّ بوده‌اند . حال اگر مراد عارف گيلانى از عدم ، همين عدم خارجي است كه با شيخ أكبر همرأى بوده وجميع موجودات مسبوق بعدم محض عيني مىباشند ؛ ولى از عبارت عارف گيلانى در كتاب مذكور كه ميگويد : « حكم الوجود للّه تعالى في نفسه ، قبل حكم الوجود لها في علمه ، فالموجودات معدومة في ذلك الحكم ولا وجود فيه الّا للّه تعالى وحده » چنين مفهوم است كه موجودات قبل از وجود عيني وخارجي داراى وجود علمي در ذات حقّ بوده‌اند ، وتا اينجا نيز بين دو عارف مزبور خلافي نيست ؛ ليكن پيش از وجود علمي يا ثبوت آن در علم خداوند ؛ ابن عربى عقيدة دارد كه اين صور يا وجود علمي از مرتبهء فيض أقدس يا غيب ذات در مرتبهء وجود علمي آمده‌اند ، كه هرگز نميتوان از فيض أقدس أحدى ، بعدم محض تعبير كرد وبلكه چنين تعبيرى محض خطا وگونه‌اى از شرك يا كفر خفىّ در شمار است ؛ زيرا هيچ موحّدى بمراتب غيب وبطون ذات حقّ در مرتبهء أحديّت صرفه ، بعدم محض تعبير نكرده است ؛ وبلكه أصل وجود در كلّيهء مراتب آن ، همين أحديّت است كه از آن بفيض أقدس الهى تعبير گرديده وصرف هستى است ، آنهم أنزه وأقدس از نيل عقول بمرتبهء بطون وغيب آن ميباشد ؛ مگر اينكه قائل بتفسيرى در نظريّهء شيخ گيلانى شده وبگوييم مراد آن عارف از كلمات يا جملهء « حكم الوجود للّه » مغفول عنه قرار دادن مرتبهء أحدى يا فيض أقدس است كه بحكم بطون وغيب بودن آن يا عدم ظهور در علم ، به عدم محض نسبت بمراتب بعدى عنوان گرديده ودر اينصورت بايد دانستكه آن مرتبه ، در لحاظ مرتبهء علم ، مغفول عنه مانده واز حكم عدم برخوردار است ؛ در صورتيكه با توجّه وعنايت بدان وانصراف از لحاظ مغفول عنه بودن ، صرف هستى ومحض وجود بوده وعنوان عدم بدان ، عين ظلم وجهالت از اين معنى است كه أعيان ثابته ، وجودات علمي ممكنات در حضرت علميّهء حقّند وهريكرا صورت ومقتضى واستعدادي ذاتي واستحقاقى سزاوار خودند كه نه در اين مرتبه ميتوان آنها را عدم پنداشت - چنانكه خود عارف گيلانى هم آنها را در وجودات علمي حقّ ، عدم نميداند - ولذا بايد از نحوه‌اى حقيقت يا صورت علمي برخوردار باشند ، كه هيچ حكيم وعارفي منكر آن نبوده ونيست ؛ ودر نتيجة
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 538 | غلامحسين رضانژاد