تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥

فصل دهم در قدرت حقتعالى وجبر واختيار

ملّا صدرا در تعريف قدرت گويد : قدرت در انسان عين قوّه وامكان ودر ذات حقّ عين فعليّت ووجوب بوده ونيز قدرت در خداوند را بصحت صدور فعل وترك آن تعريف كرده است ؛ ومتكلّمان كسى را قادر دانند كه هم ايجاد عالم از أو صحيح باشد وهم ترك يا عدم ايجاد ، ودر عين حال هيچ‌چيز از ايندو بنحوى براي ذات أو لازم نيست كه انفكاك آن از ذات حق ممتنع ومستحيل باشد ؛ والبتّه بيشتر يا جميع ملّيون بر اين عقيده‌اند ؛ امّا فلاسفه گويند كه ايجاد عالم بر نظام واقع از لوازم ذات حقتعالى است ، بنابراين ، نداشتن قدرت ممتنع بوده ومنكر تعريف قدرت از نظر ملّيون وبيشترين متكلّمان ميباشند ؛ زيرا نداشتن قدرت با تعريف موردنظر خود را نقص واجب الوجود دانند ، ولذا داشتن قدرت براي حضرت حقّ در باور حكماء ، كمال تمام است وقادر بودن خداوند را بدين معنى ابلاغ كرده‌اند كه : « إن شاء فعل وإن لم يشأ لم يفعل » يعنى : اگر بخواهد فعلى را انجام دهد ميدهد واگر نخواهد نميدهد ، واين تعريف متّفق عليه هردو فريق است ؛ بجز اينكه حكماء مشيّت صدور فعل را از خداوند عين فيض وجود لازم ذات حق ميدانند ، مانند لزوم علم واراده وحيات ؛ ولذا انفكاك آن از ذات حقتعالى مستحيل وممتنع است ؛ وبتعبير ديگر هردو قضيّه شرطيّهء « إن شاء فعل وإن لم يشأ لم يفعل » را در حقّ ذات باريتعالى واجب الصّدق ميدانند ؛ ودر نتيجة هم صدور فعل وهم ترك آن از قادر وجوبي ، برحسب دواعي واغراض مختلفه صحيح بوده ؛ وبرخى از متكلّمان قدرت را عبارت از صفتي مؤثّر در مقدور دانند كه داراى دو تعلّق بمقدور
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 535 | غلامحسين رضانژاد