تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
خود ونيز معلوم ومعقول ذات خود ، وهم عقل وعلم ذات خويش باشد ، تا اتّحاد اين سه بوحدتى حقّه وحقيقيّه برقرار گرديده وتغايرى جز در مفهوم ومعنى هريك در ميان آنها وجود وتحقّق نيابد ؛ وحقايق معقوله ومعلومه را وجودي ديگر بجز عاقل وعالم بدانها نبوده وحتّى اگر معقولات ومعلومات مزبور ، عين وجود خارجي باشند ، كه در اينصورت موجودات خارجي را معقول يا معلوم بالعرض وصور علمي وعقلي آنها را معقول ومعلوم بالذّات دانند ؛ ولذا ماهيّات كثيره در صورتيكه متقابل بالذّات ويا بالعرض نباشند ، ميتوانند بوجودي واحد وظلّى موجود گردند ؛ چنانكه اين معنى در أمور متناقض ومتضادّ برحسب وجود ذهني ودر محلّى واحد ، با ذهن آدمي حاكم است وهيچ تنافى نسبت بهم نخواهند داشت ؛ وعلاوة بر اتّحاد علم وعالم ومعلوم وعقل وعاقل ومعقول بالذّات ، حتّى حسّ وحاسّ ومحسوس هم از حيث ذاتي ونه عرضى متّحدند ؛ وبهروجه عاقل ومعقول دو امر متضايف ومتكافئ بوده ودر قوّه وفعليّت يكى ميباشند ، يعنى عاقل وعالم بالفعل ؛ معقول ومعلومى بالفعل دارد وبالقوّه نيز بالقوّه ؛ زيرا قاعدهء مزبور برابرى دو طرف اضافه را اقتضاء ميكند ، واز سوى ديگر چون عاقل ومعقول هردو از سنخ نور معنوي ومجرّدند ؛ آنگاه كه بيكديگر برسند ؛ مانند دو نور حسّى متّحد گرديده وامتيازى در بين آنها نسبت بيكديگر باقي نميماند وبنابر مستفادّ از پايه‌گزار مباني برهاني آن ، ملّا صدرا ، ممكن نيست كه يكطرف اضافه از قوّه به فعل گرايد ؛ درحاليكه طرف ديگر بحالت قوّه ونقص باقي بماند ؛ بنابراين ، بايد صورت علمي يا معقول بالفعل را موجب كمال جوهريّت عقلي نفس دانسته ونفس را با همين صورت كمالى وفعلى خود ، عاقل بالفعل شناسيم ؛ وبعبارت بهتر بايد همين صورت معقول بالفعل را عين چشم بينش وبصيرت نفس بدانيم ودرست در همين نكته ، عاقل عين معقول وعقل گرديده وبتعبير ديگر صورت علمي يا معقول بالذّات ، در عين معقول بودن ؛ هم چشم بصيرت نفس است وهم عين حيثيّت نوري ادراك وعلم ميباشد . « 1 » بارى ، نزديكترين أوصاف بحىّ بطور كلّى علم است ، چنانكه نزديكترين وصفها بذات نيز همان حىّ ميباشد ؛ زيرا وجود هرچيزى براي نفس خودش حيات أو بوده ، وچون
هامش
( 1 ) - از مقدّمهء مؤلّف بر مجموعه رسائل ومقالات فلسفي ، أستاذ حكيم ، آية اللّه العظمى سيّد أبو الحسن رفيعى قزوينى ، بتصحيح اين مؤلّف ، چاپ انتشارات الزّهراء سال 1367 شمسي .