وصفاتى بوده ؛ وچون مرتبهء آن مقدّستر ومنزّهتر از شهود وملابست هرگونه علم وتعقّلى است ، آنرا فيض أقدس ناميدهاند . امّا اين حقايق وجوبي كه أصلا در مرتبهء أحديّت ميباشند ، وبا يك مرتبه تعيّن وتنزّل بمرتبهء واحديّت أسمائي وصفاتى متعيّن ميگردند ؛ داراى تجلّى ديگرى نيز بر قوابل ومظاهر ميباشند كه بفيض مقدّس موسوم بوده وچون اين ظهور به أعيان ممكنه وقابليّات امكاني ومظاهر عيني تعلّق ميگيرد ، از أقدس بمقدّس نازل شده وداراى وجود خارجي گرديده وموجود ميشوند ؛ وبالآخرة هريك برحسب قابليّت واستدعاى أزلي خود ، در برههاى از زمان موجود ومفقود گرديده وبحكم كريمهء :
« كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ »
بتغيير لباس هستى از لحاظ لبس فوق لبس وتكميل وارتقاء از پستترين مرتبهء وجودي تا اعلاى آن ميپردازند ، ودر جميع مراتب مزبور تحت حكم نفس رحماني موجودند وبا مدد وجودي والقاى الهى هميشه از حيث هستى بتعالى وتكامل نائل مىآيند وبا بقاى حضرت حقّ باقي ميباشند ؛ زيرا جميع آنها مظاهر عيني از حقايق أسماء وصفات حقّند ، كه با قبول فيض مقدّس ، هيچگاه اين خلعت وتشريف هستى را از تن بيرون نكرده وبعدم حقيقي ملحق نميشوند ، وبرنگ نيستى وحتّى يكسان ومتوقّف ماندن درنيامده ودر پستترين مرتبه ودرجه كه همان قوّهء وجود يا هيولانى بودن است ، موسوم به أمر عدمي ميباشند ؛ ونه عدم محض .
پس بطور مختصر ، با توجّه بتعريف أعيان ثابته كه همان حقايق حقّهء ممكنات در علم حضرت حقّند ، واز آنها در مرتبهء وجوبي بصور حقايق الهى تعبير گرديده وعبارت از تعقّل ماهيّات در حضرت ارتسام بوده واز حضرت حقتعالى تأخّرى جز بذات ونه بزمان ندارند ، وأزلي وابدى ميباشند ؛ بنابراين ، هيچگاه از علم حضرت حقّ بذات خود جدا نبوده وعينا معلوم حضرت أو بوده وخواهند بود ، واينكه محيى الدّين بن عربى عقيدة دارد كه أعيان ثابته از حيث معلوم بودن خود ، در علم حضرت حقّ ؛ علم بوجود خود را بدو إعطا ميكنند ، نه بدين معنى است كه پيش از اعطاء علم از جانب معلوم يا أعيان مزبور هرگز در حوزه ومنطقهء علم حضرت حقّ نبودهاند ، ويا معاذ اللّه حضرت حقتعالى ، قبل از اعطاء علم از ناحيّهء معلوم بدو ، علمي بدانها نداشته است ؛ زيرا آنان معلومات حضرت حقّ ميباشند وهيچ معلومى بدون عالم تحقق ومعلوميّت نخواهد يافت ؛ وبلكه وجود معلوم عين وجود عالم است ؛ وچگونه امكان دارد كه وجود عالم پس از وجود معلوم محقّق وموجود گردد ؛ زيرا علم مساوق وجود است واز احكام