تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
مناسب با هريك بود وآنها از مهندس همان خصوصيّت ومناسبات ولوازم را ميخواستند ؛ مهندس عادل همان را بدانها داد ؛ ولذا أطاق خواب كه معلوم مهندس بود چيزى از قبيل نور ووسعت متناسب ولوازم خود را مىخواست ومهندس علم خود را نسبت باطاق خواب ، از همان استدعا واستحقاق أطاق مزبور أخذ كرد ونه از دستشويى واز دستشويى كه معلوم أو بود علمي متناسب با ماهيّت آن بدست آورد ، وبرطبق آن علم ، دستشويى را در محلّى مناسب ولوازم مورد درخواست أو ، از قبيل هواكش ولولهء آب وغيره قرار داد ؛ وهمچنين سالن پذيرائى ، چيزهايى غير از دستشويى وأطاق خواب از مهندس استدعا داشت ؛ ومهندس عادل برحسب استدعايى كه مناسب با ماهيّت سالن مزبور بود بدو داد وهريكرا بمقتضاى درخواست ماهوى آنها در خارج از علم خود ايجاد كرد . بنابراين ، مهندس علم خود را در خصوص اقتضاء ذاتي وماهوى هريك از همان اجزاء ساختمان كلّ گرفت ، كه در حقيقت معلوم أو بودند ، وماهيّات جزئيّهء معلوم در نفس مهندس ، علم بكمّ وكيف واقتضى ولوازم ومناسبات خود را بدو اعطاء كردند ؛ ومراد شيخ عارف عبد الكريم گيلانى از اشكال بمحيى الدين ودادن نسبت خطا وسهو بدو از همين تشبيه بخوبى معلوم است ؛ زيرا مهندس قبل از ايجاد وحتّى كشيدن نقشهء ساختمان وتصوّر آن در ذهن خود ؛ بروابط ومناسبات ولوازم هر جزء از اجزاء ساختمان عالم بود ، وگرنه امكان كشيدن نقشه‌اش از صورت ذهني موجود در نفس مهندس محال مىنمود ؛ وچون در نفس خود عالم به اجزاء بنا بود ، اين اجزاء هريك بنحوى جداگانه وبار ديگر بنحو مجتمع وبار سوّم بلحاظ لوازم واختصاصات ديگر بطور معي وبأهم در نفس مهندس معلوم بودند ؛ پس چگونه امكان دارد كه مهندس نادان به نقشه وصورت ذهني ساختمان باتمام اجزاء ومناسبات آنها ، بتصوير وكشيدن نقشهء بناى مزبور موفّق آيد وهر أطاق وراهرو وسالن ودستشويى وانبار را در جاى اختصاصى خود قرار دهد ودر خارج نيز عينا بهمان صورت ذهني ونقشه ايجاد كند ؟ ! ؛ ودر نتيجة هرگز مهندس مزبور علم خود را بساختمان از ساختمان واجزاء آن‌كه معلوم اوست نگرفته ؛ وبالمآل علم حضرت حقتعالى نيز بمعلومات خود ، اعمّ از صور علمي وأعيان ثابته ، از آنها مأخوذ نبوده وشيخ أكبر در اين مسئله بخطا وسهو رفته وبتعبير ديگر علم حق بذات خود ، عين ذات اوست وعلمش بخلق نيز عين علم وى بذاتش ميباشد واز معلوم اخذ نشده ودر وحدت ايندو علم ، آنهم بدون اعتبار دو بودن يا تعداد و
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 504 | غلامحسين رضانژاد