تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
آن باعتبار اراده ميباشد ونه معنى مصدري ونه نفس آثار فعل ؛ وبرخى از متكلّمان ، حيات خداوند تعالى را صفتي دانسته‌اند كه مقتضى علم وقدرت باشد ؛ ويا صفتي كه باعتبار آن ذات حقّ عالم وقادر شناخته گردد ؛ وبعض ديگر از متكلّمان ، حيات را بصحّت علم وقدرت تعريف كرده‌اند وبعبارت حكماء كه حيات را به فعّال درّاك شناسانده‌اند ، اشكال كرده وميگويند كه اين تعريف داراى معنى عامّى است واختصاصى بحضرت حقّ ندارد . در صورتيكه كلمهء درّاك از معنى عالم خالى نيست ؛ واگر آنرا در تعريف حيات براي خداوند متعال بكار بريم ، چون صفت حيات در ذات حقّ با مخلوقات أو متفاوت است ؛ علم أو نيز غير از ادراك بوده وبتعبير ديگر ادراك در حضرت حقّ بيمورد بوده وچون در انسان هم بمعناى تعقّل عالمانه بكار رفته است ؛ بنابراين ، ادراك در حقّ واجب الوجود ، برحسب شؤون الهى أو همان علم است ؛ وگرنه ذات حقّ منزّه از وصمت ادراك ميباشد وكلمهء قدرت هم با توجّه بنحوهء ذاتي آن در خداوند تعالى واضافه‌اش به انسان ، كه در خداوند عين ذات اوست ودر انسان إضافي ميباشد ؛ فرقى ديگر متصوّر نيست ؛ مگر از حيث نقص وكمال وشدّت وضعف كه مساوق با وجود بوده واز آثار واحكام وجودي تبعيّت ميكند ؛ ولذا مفهوم قدرت در خدا وانسان واحد است ، اگرچه در انسان عرضى ودر حضرت حقّ عين ذات اوست . پس با توجّه بدينكه حيات در هر زنده‌اى ، عين نحوه‌اى از وجود آن بلحاظ افعال صادره وآثار علم وقدرت آنست ؛ با اين وصف مفهوم حيات غير از مفاهيم علم وقدرت وصدور افعال از زندگان بوده ؛ وبتعبير بهتر حيات مبدء أوصاف مزبور ميباشد وبيشتر متكلّمان فرق بين معنى وهويّت حيات را ندانسته ودر اين مبحث اختلاف كرده‌اند كه حيات في الحقيقة همان صفت زائد بر ادراك وفعل است ، يا نه ؟ ؛ وحقّ اينستكه حكم حيات مانند حكم صفات كمالى ديگر ، از كمالات موجود بما هو موجود بوده وهر كمالى كه براي موجود مقيّد بدون تخصّص بأمري طبيعي يا مقدارى ويا عددي ثابت باشد ؛ بديهي است كه براي وجود مطلق وحتّى مطلق از قيد اطلاق هم بطريق أولى ثابت است وحكيم الهى ناگزير در مقام بحث از صفات حقّ مطلق ؛ بايد در اثبات صفت حيات وتحصيل برهان آن بكوشد ؛ وچون براي ذات واجب الوجود مبدئيّت كلّ موجودات اثبات گرديده است وچنين مبدئى بناچار بايد مبدء كلّ كمالات موجودات هم باشد ؛ بنابراين ، معطى كمال مطلق نميتواند فاقد كمال كلّ موجودات مورد اعطاء