تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
يا حتّى قاعدهء عقلي : « انّ اللّه لا يتجلّى في صورة مرّتين » در جميع ذرارى در عالم وجود واقع ميباشند ، والبتّه هر تسبيحى در هر موجودى بستگى تمام بقابليّت واستحقاق وجود وكمالات درخواستى آن در ماهيّت كلّى وعين ثابت وى داشته ودر اينعالم بمقدار ذرّه‌اى از آنچه مستحقّ آنست فراتر نخواهد رفت ، وچون هر مخلوق وموجودى گاهى از حيث اختصاص وگاه ديگر بلحاظ عموم بيشتر در تحت سلطان اسمى معيّن ويا برخى از أسماء حاكم ومسلّط بر أو واقع است ؛ تسبيح أو مربوط بهمان خصوصيّت بوده ، ولى بلحاظ عموم موارد ومسائل ديگر هم به تسبيحى ويژهء آنها بىربط نيست ؛ ولذا انسان ميتواند با تعقّل در نحوهء رفتار وگفتار وتلقّيات مختلفه از حوادث وعادات واخلاق حاكم بر سيرت وصورت خود ، هم به تسبيح فطرى خويش پىبرد وهم بدريافت تسبيح ذكرى خود نائل آيد ونيز تفكّر ودقّت‌نظر در حيات ونحوهء گذران عمر وخلوص وصفا وتعقّل واختصاصات ديگر ، بمقدار قرب وبعد ونقص وكمال خويش واقف وبصير وعالم گرديده وبداند در چه مرتبه‌اى از مراتب وچه درجه‌اى از درجات وجودي واقع ميباشد ؛ ديگر اينكه : كلّيهء مخلوقات مرسل وطبيعي ، هريكرا تسبيحى مقالى ونيز تسبيحى حالي وشأني است وبسخنى فصيح‌تر بهرچه اسم موجود ووجود بر آن اطلاق گردد ، وبا هر هيأت وشكل وصورت وقول وعمل ، داراى حياتي خاصّ مرتبهء وجودي ودرجهء واقع در آن بوده واز أصغر وأكبر در كتاب مبين مندرج ميباشند وحيات آنان همانند وجودشان ، في نفسه ولنفسه ودر حدّ وجودي آن تمام بوده وداراى نطق وتسبيح ومقال وحال وسمع وبصر وعلم واراده وصفات ديگر ميباشند ؛ ليكن كمال هريك در صفات ولوازم ونسبتهاى وجودي ، مربوط بمرتبهء ودرجهء آن موجود است وبقول عارف كامل ، مولانا جلال الدّين بلخى :
نطق آب ونطق خاك ونطق گل * هست محسوس حواسّ أهل دل
فلسفي ، كاو مُنكِر حنّانه است * از حواسّ أوليا ، بيگانه است
نطقها نسبت بتو قشر است ، ليك * پيش ديگر فهمها ، مغز است ، نيك
نطق عيسى ، از فر مريم بوَد * نطق آدم ، پرتو آن دم بوَد
بنابراين ، كم وكيف وشور وحال وفصاحت وبلاغت هر نطقى در تسبيح حضرت حقتعالى ، نسبت بدان ناطق در كمال تماميّت است ؛ اگرچه نسبت بديگرى از آن خصايص بىبهره نمايد ؛ چنانكه نطق حضرت موسى نسبت بشأن پيامبرى وولايت أو
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 492 | غلامحسين رضانژاد