تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
وزجاجه تمثيل كرده وانسان كامل را صورت تشبيه مزبور قرار داده واز مشكات ، صدر ، واز مصباح ، سرّ وروح واز زجاجه ، صدر يا سينهء أو را اراده كرده واز شجرهء مباركهء زيتونه ، ايمان بغيب انسان كامل را خواسته است ؛ ودر واقع ظهور حقّ را در صورت خلق كامل شناسانده ومراد از شجرهء زيتونه حقيقت مطلقى است كه نه از كلّ وجوه حقّ ونه از كلّ وجوه خلق ميباشد ؛ واين شجره موصوف ، شرقي يا غربى نبوده ، در عين شرقي غربى است ودر عين غربى شرقي بوده وجامع وحدت شرقي وكثرت غربى ميباشد ؛ وبتعبير ديگر عصاره‌ايست از قشر تشبيه ولبّ خالص تنزيه ؛ وامّا مراد از
« لا شَرْقِيَّةٍ »
ايجاب تنزيه مطلق است بطوريكه نفى هرگونه تشبيهى را ميكند و
« لا غَرْبِيَّةٍ »
نيز تشبيه مطلقى است كه نفى تنزيه مطلق را كرده و
« يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ »
ايمان ويقين انسان كامل است كه ظلمت زيت را بنور خود رفع ميكند ، و
« لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ »
همين نور عيانى است كه نور ايمانى بدان تشبيه شده وهدايت هم بنور تنزيهي ميباشد .

« نظريّهء شيخ أكبر - ابن عربى - وشارحان فصوص الحكم أو در » « تنزيه وتشبيه »

محيى الملّة والمعرفة والدّين ، ابن عربى در فصّ حكمت سبّوحى در كلمهء نوحى ، وأبو الغنائم كاشاني در شرح خود ، سبّوح را با تعبير برخى از علماء ، عبارت از تنزيه حضرت حقتعالى از هر نقص وآفت معنى كرده وذات أو را از امكانيّت وافتقار منزّه دانسته‌اند . ليكن ابن عربى حتّى اين تنزيه را نيز درخورد حضرت حق نشناخته وگويد : حقّ تقديس وتنزيه ذات واجب الوجود همان است كه خود أو بتقديس وتنزيه خويش پرداخته ودر حقيقت تنزيه عن التّنزيه در شمار مىآيد ونه تنزيه در مقابل تشبيه . امّا قيصرى شارح عارف فصوص الحكم ، حكم غالب بر نوح را تنزيه حقتعالى از نقائص وافتقار خلقي ميداند ؛ ليكن نه از اين حيث كه نوح عليه السّلام جامع بين تنزيه وتشبيه نبود ؛ بلكه اقتضاى دورهء بت‌پرستى اين بود كه حضرت نوح براي غلبهء حكم تنزيه بر تشبيه حاكم بر عابدان أصنام وأوثان ؛ وايجاد تعادل بين ايندو ، در جهت تنزيه حقّ پافشارى كرده ودر عين عدم غفلت از تشبيه ، در اثبات حكومت تنزيه پايدارى واستقامت نمايد ؛ ودر تسبيح حقّ وقدّوسيت أو ، به تنبيه امّت خود پرداخته واز تداول تشبيه وبت‌پرستى جلوگيرى كند ، اگرچه در مدّت نهصد وپنجاه سال دعوت مردم آنروزگار به تنزيه ، بيش