آنها را عين نيايش گرفته وبتكفير ولعن والحاد وشرك آنان حكم ميكردند ؛ ولى اوّلا - پرستش غير از نيايش بوده وبهمين دليل آتشپرست ، آن گروه از ايرانيان قديم ويا ملل ديگر را ناميدهاند كه بمواظبت آتش ميپرداختند ، تا خاموش نگردد ؛ زيرا در آنروزگار آتشزنه ويا كبريت در دست همهء مردم نبود ، تا در برافروختن آتش براي طبخ غذا ويا گرم كردن خود استفاده كنند ؛ بناچار چند تن را براي برافروخته داشتن آتش ، أجير يا مأمور ميكردند ، تا هميشه آتش مورد حاجت خود را در محلّى معيّن بنام آتشگاه محفوظ وبرافروخته دارند ؛ ودليل اينكه پرستش بمعناى مواظبت ونگهداشتن آتش بكار ميرفته است ؛ همين كلمهء پرستار امروزين است كه در مواظبت بيمار نهايت سعى خود را مبذول ميدارد ؛ النّهايه پرستش اسم مصدر وپرستار ، صيغهء مبالغهء آن است ؛ ودر نتيجة پرستش در بادي امر بمعناى نيايش وعبوديّت يا ستايش بكار نرفته بود ؛ ليكن بعدها بسبب جهل از وجه تسميهء آن ، كلمهء پرستش را بمعناى نيايش وستايش بكار بردند ، وتاكنون نيز بهمين معنى بيوجه وناروا مورد استعمال است . ثانيا - در تاريخ ادبيّات وحتّى در عرف عرب ، هيچگاه اله بجاى اللّه وبرعكس استعمال نشده ، مگر در زبان عوام النّاس ، وقرآن مجيد كه علاوة بر اعجاز در معارف وحقايق الهيّه ، بزرگترين معجز رسول أكرم ( ص ) در بلاغت وفصاحت در شمار است ؛ هيچگاه كلمهء اللّه را براي أصنام وأوثان وبتهاى طايفهاى وطبايع وأفلاك وغيره بكار نبرده است ؛ وهميشه در تسميهء اينگونه أصنام وأوثان ، كلمهء إله را استعمال كرده واز ريشهء أله يأله الاهة وألوهة وألوهيّة ، أي عبد عبادة بكار برده است ، ودليل اين دعوى ، فعل مزيد فيه تألّه بمعناى تعبّد وتنسّك ميباشد ؛ كه بمفهوم تكلّف الإلهيّة وصار إلاها استعمال شده است ، واستأله يعنى تشبّه بالإله ؛ والإله ، أي متحيّر ؛ والمألوه أي المعبود . در صورتيكه اللّه اسم ذات حقتعالى بوده ونه هيچ بتي يا صنم ووثنى به اللّه موسوم بوده ونه كلمهء اللّه از تاريخ پيدايش اين اسم تا نزول قرآن حكيم ، جز بحضرت حقّ وذات واجب الوجود بموجود ديگرى اطلاق گرديده است ؛ در صورتيكه زبان قرآن حكيم ناطق بر كاربرد كلمهء إله براي أصنام وأوثان ؛ اعمّ از طبيعي يا ساختهء دست وانديشهء بشر بوده ودر كرائمى متعدّد از قبيل :
« أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا » *
و
« لا إِلهَ إِلَّا هُوَ » *
و
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ *
در شش سوره ؛ ونيز
« مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ » *
در دو سوره و
« لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ ، لا إِلهَ إِلَّا هُوَ »
و
« ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ » *
و
« أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ » *
و
« أَمْ لَهُمْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ »
كلمهء إله براي أصنام وأوثان مصنوعى يا طبيعي استعمال