تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
حقّ وذات واجب الوجود ، صرف تماميّت وفعليّت محضه وفرض هرگونه ماهيّتى بجز انيّت ، براي حضرت أو ممتنع ومحال بوده واز تركيب ماهيّت ووجود مبرّى ومنزّه است ؛ وبطور كلّى هيچگونه تركيبي اعمّ از حقيقي يا اعتباري وحدّ ورسم وجنس وفصل ونوع وامكانيّات ديگر ، در ذات أو راه نيافته وبهيچ شائبه نقص وحاجت وانفعال وقبولى آلوده نيست ، ونفى تركيب حقّ از ماهيت ووجود ، مستلزم نفى انحاء واقسام تركيب خواهد بود ؛ بنابراين ، تركيب ذات أو از مادّه وصورت واجزاء مقدارى وخارجي وعقلي هم محال است ، وگرنه بزرگترين آفت در كمال ذاتي ، كه همان احتياج باشد ، براي وجود واجب محقّق گرديده وحاجت بهرنوع وميزان ومقدار ، حتّى اعتباري هم در حقيقت حقّ كه صرف الوجود وفعليّت وكمال ووجوب محض است ، مقدّمات تحقّق نقص أو بوده وذات باريتعالى از چنين نقيصه وحاجتي مبرّى ميباشد ، وبقول شاعرى عارف :
اى در حرم قدس تو ، كس را جا ، نى * عالَم بتو پيدا وتو خود ، پيدا ، نى
ما وتو ز هم جدا نه‌ايم ، امّا هست * ما را بتو حاجت و ، ترا با ما ، نى
على الأصول ، اگرچه هيچ مطلقى بدون مقيّد نيست ، ومقيّد جز از مطلق ، صورت نبندد ؛ امّا مقيّد هميشه نيازمند بمطلق بوده ومطلق هرگز بهيچ مقيّدى حاجتمند نيست ؛ بنابراين ، بقول جامى در كتاب لوايح ، استلزام از هردو طرف بوده واحتياج تنها از جانب مقيّد بمطلق ميباشد ، امّا استغناى مطلق از مقيّد باعتبار ذات آن است ؛ در صورتيكه تحقّق نسبت ربوبيّت بدون ظهور در مظاهر عيني ، امرى ممتنع مىنمايد ؛ وربّ مشتاق مربوب ومربوب نيازمند بربّ خود است وبقول حافظ شيرازي :
سايه‌ى معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ؟ . * ما بدو محتاج بوديم ، أو بما مشتاق بود
يعنى اگر سايهء معشوق حقّانى بر عاشق أو افتد ، چه باك ؟ ، زرا ما در وجود خود بدو محتاجيم وأو در ظهور خود بما اشتياق دارد .
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 455 | غلامحسين رضانژاد