تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣

« مجالي وجود مطلق وذات حقّ ، يا أحديّت وهويّت وانيّت »

ذات حقتعالى عبارتست از همان وجود مطلق ، با سقوط كافّهء إضافات واعتبارات ونسبتها ووجوه آن ؛ ليكن نه بروجه خارج بودن آنها از وجود مطلق ؛ بلكه بلحاظ بودن آنها از جملهء وجود مطلق وشمول وجود بر موجوديّت آن وجوه واعتبارات ؛ واين وجود مطلق همان ذات ساده وبسيطى است كه نه ظهورى در آن ملاحظه ميگردد ونه اسم ورسمي ووصف ونعتى ونه نسبت واضافه‌اى ؛ ونه هيچ‌چيز ديگر ؛ پس هرگاه چيزى از آنچه مذكور افتاد در وجود مطلق يا ذات حقتعالى معتبر باشد ، نسبت آن همانند مظهر است بظاهر ونه بذات صرف ؛ ودر اينصورت حكم ذات در نفس خود ، از قبيل شمول كلّى بجزئيّات بوده وإضافات ونسبتهاى مزبور در عين اضمحلال ، باقي ببقاء ذاتند ؛ كه در تحت سلطنت أحديّت واقع ميباشند ؛ ولذا ذات حقّ را همان وجود مطلق دانستيم ونه وجود قديم يا واجب ، تا تقييد آن لازم نيايد ، وگرنه مراد از ذات ، همان واجب الوجود قديم أزلي بوده واز اين سخن لازم نخواهد آمد كه وجود مطلق ، مقيّد بقيد اطلاق گردد ؛ اگرچه مفهوم مطلق اقتضاء ميكند كه بهيچ قيدى مقيّد نشود ، حتّى همين قيد اطلاق . نكتهء قابل تذكّر اينستكه هرگاه ذات بسيط وصرف يا وجود مطلق ، از مرتبهء سادگى وصرافت خود نزول نمايد ، سه مجلى « 1 » پديد خواهد آمد كه هر سه ملحق به بساطت وصرافت ميباشند ، وسه مجلاى ياد شده عبارتند از : مجلاى نخست ، يا أحديّت كه هيچيك از اعتبارات وإضافات وأسماء وصفات وجز اينها در آن ظهور نداشته ، وذات صرف است ، ليكن نسبت أحديّت بذات حقّ ووجود مطلق از حيث نزول حكم بساطت وسادگى آنست . مجلاى دوّم ، يا هويّت كه هيچيك از موارد مذكور در آن بجز أحديّت ظاهر نميگردد وملحق به بساطت محضه بوده واز حيث اشاره بغائب بودن آن ، حقّ غيبوبت از آن تعقّل ميشود . سوّمين مجلاى وجود مطلق ، عبارت از انيّت است ، كه جز هويّت ، ظهورى در آن معتبر نبوده ، وملحق به بساطت وسادگى محض ميباشد ، امّا بدون لحوق بهويّت ؛ بنابراين ، هويّت ملحق به أحديّت است وانيّت نيز همان منزلت هويّت وأحديّت
هامش
( 1 ) - الانسان الكامل ، في معرفة الأواخر والأوائل ، طبع مصر ، خان أبى طاقيّه 1304 هجرى .
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 453 | غلامحسين رضانژاد