تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ ، لا إِلهَ إِلَّا هُوَ »
نازل است ، وسپس گويد :
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
در كلّ شيئى هالك ، يعنى هرچيزى بجز أو هلاك شونده است ؛ پس لا هو محقّق شد ، زيرا هر هلاك شونده‌اى لا هو است ، وجملهء الّا وجهه نيز همان الّا هو ميباشد ، بنابراين لا اله الّا هو ولا هو الّا هو در غايت كمال وتماميّت توحيد است . امّا غزالى « 1 » در مورد اثبات مسئلهء مزبور با برهان ؛ بنقل قول برخى از أهل تحقيق پرداخته وگويد : بعضي عقيدة دارند كه تأثير فاعل وجوبي بتحقّق ماهيّت وتكوين آن تعلّق نگرفته وبه اعطاء صفت وجودي بدان ميباشد ؛ امّا من - غزالى - ميگويم : « فالوجود أيضا ماهيّة » پس در اينصورت وجود نيز مانند ماهيّتى است ولذا واجب مىآيد كه وجود نيز بتأثير فاعل واقع نگردد ؛ واگر بگويند آنچه بتأثير فاعل وجوبي واقع است ؛ همان موصوف بودن ماهيّت است بوجود ؛ كه در اينصورت ميگويم : اگر اين موصوف بودن ، مفهومي مغاير با ماهيّت ووجود نباشد ؛ در اينصورت ، استناد آن بفاعل وجوبي ممتنع است ؛ واگر مفهومي مغاير با آندو باشد ؛ ناگزير بايد آن مفهوم ، خود داراى ماهيّتى بوده ودر اينصورت سخن بوجه اوّل خود بازگشته وثابت ميشود كه تأثير فاعل ، مؤثّر در ماهيّات بوده وهرچه ما بالغير باشد ، به نابود گرديدن آن غير ، از بين ميرود ؛ ولذا اگر فاعل مؤثّر نباشد ، هيچ ماهيّت وحقيقتي از حقايق وماهيّات هم تحقّق نخواهد داشت ؛ پس ماهيّات وحقايق بقدرت وتأثير فاعل وجوبي محقّق بوده ، وپيش از تأثير قدرت فاعل وجوبي ، نه ماهيّتى خواهد بود ونه حقيقت يا ثبوت ووجودي ؛ ودر همين نكتهء برهاني است كه صدق گفتار ما ظاهر ميشود كه « لا هو الّا هو » يعنى هيچ تقرّر وجودي ، براي هيچ‌چيز وهيچ حقيقتي از حقايق مقرّر نخواهد بود ، مگر بقرار دادن و
هامش
( 1 ) - امام محمّد غزالى طوسي ، يكى از أعيان عرفاء واز متقدّمان أهل تحقيق بود كه در بسيارى از مسائل ديني ومباحث كلامي وفلسفي ، با علماء ومتكلّمان وفلاسفه هم‌رأى وهم‌عقيده نبود ؛ وبهمين ملاحظه بتأليف كتابي موسوم به « تهافة الفلاسفة » پرداخت ودر آن به بيشتر موارد اختلاف‌نظر خود با فلاسفه ومتكلّمان ، توجّه داشته وبردّ وبطلان وتخطئه آنها مبادرت كرد . ليكن پس از أو ابن رشد آندلسى بردّ ادّله وبطلان براهين امام محمّد غزالى كوشيد ، وبا تأليف كتاب « تهافة التّهافت » در جهت اثبات مسائل ومباحث فلسفي وعدم تأمّل وتحقيق وتعمّق امام غزالى اقدام كرد ؛ وپس از ابن رشد نيز برخى از حكماء واز جملهء آنان صدر فلاسفهء متألّه ، ونابغهء حكمت وعلوم عقلي اسلام ، ملّا صدرا ، به بسيارى از مسائل ومباحث مردود از جانب امام محمّد غزالى ، پاسخ قاطع ومبرهن داده وبردّ وبطلان اشكالات وايرادات آن عارف بزرگ پرداختند . غلامحسين رضانژاد « نوشين » .