در آن جمعند ، وبرخى از قدسيّات ، مؤيّد ظهور الوهيّت در ممكنات خلقي وامريست ، چنانكه فرمايد : رأيت ربى في صورة شاب أمرد وخلق الله آدم على صورته پس ، ظهور حقّ در الوهيّت ، أعلى وكاملترين مرتبهء آن بوده ، وظهور خلق در الوهيّت نيز ، برحسب قابليّت واستحقاق ممكنات واقتضاى تنوّعات واستعداد آنها در عين ثابت أزلي ولميزلى است ؛ كه بدو قوس نزولى وصعودى تعبير واصطلاح شده ، واين مسئله جز براي كاملان در فناء محض ، در عقل وادراك آدمي نخواهد گنجيد ، وحديثي از رسول مكرّم ( ص ) اسلام منقول است كه فرمود : « أنا أعرفكم باللّه وأشدّكم خوفا منه » واگر در اين حديث تعمّق شود خواهيم فهميد كه خوف پيغمبر أكرم ( ص ) از رحمان ورحيم نبوده ، بلكه از اللّه است ؛ وباز در حديث ديگر فرمايد : « ما أدرى ما يفعل بي ولا بكم » وبا اينكه آنحضرت عارفترين كلّ موجودات بخداوند تعالى بود ، چنين فرمود ؛ چه رسد بديگران ، وبهمين دليل بايد گفت مقتضاى تجلّيات الهى وچگونگى آن ؛ راز سربستهاى است كه حتّى عقل اوّل وروح أعظم نيز از آن در بىخبرى محض بوده وحقّ تحقيق اينستكه براي حضرت باريتعالى ظهورات وتجلّياتى بر سبيل كلّى واجمالي وآنهم بنحوى مختلف ومتفاوت بوده وعلم تفصيلي وادراك جزء بجزء آن براي هيچ مخلوقى ميسّر وممكن نيست ؛ ولذا مرتبهء الوهيّت اگرچه مشهود الأثر است ، امّا از علم وادراك عقلي مفقود النّظر بوده ، حكم آن شناخته ورسم آن ناشناسا مانده است ؛ واين مجهول ماندن نه در ذات ؛ بلكه از حيث صفات وأسماء وتعداد وحقيقت وآثار وحكم ولوازم ومناسبات ديگرش براي هيچ مخلوقى بدانگونه كه هست آشكارا وروشن ومعلوم نگرديده ، وجميع اين حقايق در ذات أو كامن ومخزون ومكنون وسرّى مستترند ، وهيمنهء الوهيّت وحيطه وگسترهء ذاتي وغيبى أو مانع از راه يافتن ادراك وعقول أنبياء عظام ورسولان كرام وحجج عاليهء اسلام بدان مرتبت منيع وجايگاه رفيع است ؛ چه رسد بغاغهء عوام وغوغائيان بىمرام ؛ كه از فهم ظواهر احكام در جهلي تمام ومالا كلام بسر ميبرند .
كوتاه سخن اينكه علم وشناخت وعقل وادراك وتمييز وكمال آدميان ، حتّى قادر بفهم حقيقت غايى يك موجود بسيار كوچك وربط جايگاه آن بهستى ودر محيط وجود ومناسبات خاصّ ولازمهء آن با جميع موجودات نبوده ، وبكمترين خصائص ماهيّات مقيّده وبود ونمودهاى آن دسترسى نخواهد يافت ؛ چه رسد بمسائل لا ينحلّ
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 434
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٤٣٤